نوع منبع: شخص · ۱۱۶ داستان
۱۱۶ داستان از کتاب «پیام تاریخ» — نوع منبع: شخص.
-
داستان ۱۳۴
خطاپوشی
معلمی که سارق ساعت گرانقیمت یک دانشآموز را یافته بود، برای حفظ آبروی او هرگز هویتش را فاش نکرد؛ چهل سال بعد، همان شاگرد با قدردانی عمیق این بزرگواری را به یاد میآورد.
-
داستان ۱۳۵
حاکم ناصبی و شیعیان بحرین
وزیری ناصبی با کاشتن نوشتهای ساختگی در دل یک انار، شیعیان بحرین را تهدید به کشتار میکند؛ امام زمان در پاسخ به توسل محمد بن عیسی، راز نیرنگ وزیر را آشکار میکند و نقشهاش خنثی میشود.
-
داستان ۱۳۷
هالو: کارگزار امام زمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف
باربری ساده و گمنام در اصفهان به نام «هالو» که ظاهری فقیرانه داشت، در واقع کارگزار مخفی امام زمان بود؛ رازش تنها در واپسین روز زندگی و با دیدار امام زمان از خانهاش آشکار شد.
-
داستان ۱۴۰
عیبجویی
سعدی نوجوان که از بیداریاش برای نماز شب به خواببودن خانوادهاش میبالد، از پدرش سرزنش میشود که این خودِ عیبجویی، گناهی بزرگتر از خفتن آنهاست.
-
داستان ۱۴۲
مرمت قبر حضرت حمزه و سالمبودن بدن مطهر ایشان
دو بار در طول تاریخ، قبر حضرت حمزه بهطور تصادفی یا عمدی گشوده شد و بدن مطهرش، پس از سدهها، دستنخورده و تازه یافت شد.
-
داستان ۱۴۷
روزهدار حقیقی
پیرمردی که در ماه رمضان در خفا غذا میخورد، به جوانانی که او را سرزنش میکنند نشان میدهد که روزهٔ واقعی حفظ همهٔ اعضای بدن از گناه است، نه فقط خودداری از خوردن.
-
داستان ۱۵۰
پروفسور اشک دالن
نوزادی رهاشده در تهران که به فرزندی خانوادهای سوئدی درآمد، با نام «اشک دالن» استاد برجستهٔ ایرانشناسی و ادبیات فارسی در اسکاندیناوی شد.
-
داستان ۱۵۲
کارگر ایرانی که استاد تمام وقت دانشگاه هاروارد شد!
جوانی شیشهشور که نانآور خانوادهاش بود، به کمک استادی ایرانیآمریکایی به تحصیل در آمریکا راه یافت و سرانجام استاد فیزیک هستهای دانشگاه هاروارد شد.
-
داستان ۱۵۷
علم غیب امام حسن مجتبی علیهالسلام
امام حسن مجتبی در پاسخ به آزمایش معاویه، تعداد دقیق خرماهای یک درخت را پیشگویی میکند و همچنین از آیندهٔ سیاسی معاویه و جنایات آیندهٔ او خبر میدهد.
-
داستان ۱۵۸
امام حسن مجتبی علیهالسلام و نجاتبخشیدن مردی از دشمنان دیرین
امام حسن مجتبی به مردی که «فقر» را دشمن دیرینهاش مینامد، تمام موجودیاش را میبخشد تا او را از این دشمن رها کند.
-
داستان ۱۵۹
تعمیر تار و پود انسان
جوانی از ایل قشقایی که برای تعمیر تارش به اصفهان رفته بود، با شنیدن جملهٔ پیرمردی دربارهٔ «تعمیر انسان»، مسیر زندگیاش را تغییر داد و به یکی از بزرگترین عالمان زمانش بدل شد.
-
داستان ۱۶۰
نوروز: روز پیروزیها
نویسنده به روایت امام صادق، رویدادهای مهم دینی و تاریخی همزمان با نوروز را برمیشمارد، از روز الست و آفرینش خورشید تا غدیر و انتظار ظهور امام زمان.
-
داستان ۱۶۱
دلنوشتهای برای مولا علی علیهالسلام
نویسنده در ستایشی ادبی از شخصیت امام علی، به مهربانیاش حتی با قاتلش، شهادتش در محراب عبادت، و تحسین اندیشمندان غیرمسلمان از عدالت او میپردازد.
-
داستان ۱۶۳
سوگند یاد نکردن امام سجاد علیهالسلام به نام خدا
امام سجاد برای اثبات بیگناهیاش در دادگاه، بهجای سوگندخوردن به نام خدا، ترجیح میدهد دوباره مهریهٔ همسرش را بپردازد، چرا که نام خدا را برتر از این کاربرد میداند.
-
داستان ۱۶۶
حق با کیست؟
در مناظرهای میان علمای شیعه و سنی دربارهٔ برتری امام علی یا ابوبکر، رهگذری ناشناس با پاسخی هوشمندانه، بدون آنکه مستقیم قضاوت کند، برتری امام علی را بهروشنی نشان میدهد.
-
داستان ۱۷۶
سید محمدباقر میرداماد و دختر فراری شاهعباس
طلبهای جوان که دختر فراری شاهعباس شبی به حجرهاش پناه میبرد، برای غلبه بر وسوسهٔ شهوت انگشتانش را روی شعلهٔ چراغ میسوزاند؛ پاکدامنیاش به ازدواج او با همان دختر میانجامد و به «میرداماد» شهرت مییابد.
-
داستان ۱۸۳
لقمۀ حرام، مانع استجابت دعا
خداوند به حضرت موسی میفرماید دعای عابدی که لقمهٔ حرام خورده هرگز مستجاب نخواهد شد؛ روایات نیز نشان میدهند مال حرام تمام عبادات، از حج تا روزه، را باطل میکند.
-
داستان ۱۸۸
کرامتی از حضرت معصومه علیهاالسلام: دیدار فرزند اسیر با مادر
مادری عراقی که از فرزندش در جنگ جدا افتاده بود، هر شب در حرم حضرت معصومه برای دیدار او دعا میکرد؛ فرزندش بهعنوان اسیر جنگی به همان حرم آورده میشود و مادر و پسر در برابر ضریح یکدیگر را بازمییابند.
-
داستان ۱۸۹
محبت شوقانگیز معلم
دانشآموزی که سالها با تحقیر معلمی بداخلاق «تنبل» خوانده میشد، با یک جملهٔ تشویقی از معلمی جدید متحول میشود و به شاگرد ممتاز و استادی دانشگاهی بدل میگردد.
-
داستان ۱۹۰
خطر فقر فرهنگی
قاضیای که ریشهٔ اکثر جرایم را در فقر فرهنگی، نه فقر مالی، یافته بود، شغل قضاوت را رها کرد و معلمی برگزید تا اصلاح جامعه را از آموزش کودکان آغاز کند.
-
داستان ۱۹۵
امام رضا علیهالسلام و ضمانت کشور ایران
عالمی که در سفر حج بیمار شده بود، در رؤیایی روحانی به محضر پیامبر و امام رضا میرسد؛ امام رضا به او میفرماید تا زمانی که ایرانیان با اهل بیت باشند، ضامن امنیت ایران خواهد بود.
-
داستان ۱۹۶
دستگیری امام رضا علیهالسلام از ارادتمندانش
مداح نابینا و رنجوری که هرگز حاضر نبود جز از امام رضا کمک بخواهد، در برابر ضریح با گریه و التماس شفای بیماریاش را میطلبد و همان لحظه بینایی و سلامتش را بازمییابد.
-
داستان ۱۹۷
عاقبت به خیری مرد شرور!
آیتالله بهاءالدینی بیآنکه دلیلش را بگوید، فرزندش را مأمور میکند وجهی از سوی امام رضا به مرد شروری برساند که همان روز برای توبه عازم مشهد بوده است.
-
داستان ۲۰۱
عاقبت انسان متکبر و خودپسند
بازرگانی که سالها پیش شاهد تکبر ثروتمندی مغرور در مراسم حج بود، او را سالها بعد بهعنوان گدایی مفلوک بازمییابد که تمام ثروت و بستگانش را از دست داده است.
-
داستان ۲۰۲
رفتار خوب یا بد پزشک با نیازمندان
دکتر مرتضی شیخ که حقویزیت نمادینی داشت، حتی سرهای فلزی نوشابهای را که بیماران تنگدست بهجای سکه در صندوقش میانداختند میشست تا آبرویشان حفظ شود؛ در تضاد با پزشکی که با اعمال غیرضروری از بیماران پول میگرفت.
