نوع منبع: شخص · ۱۱۶ داستان
۱۱۶ داستان از کتاب «پیام تاریخ» — نوع منبع: شخص.
-
داستان ۷۸
لقمۀ حرام و عاقبت بد
عالمی پارسا که سالها منصبهای حکومتی خلیفهٔ عباسی را رد کرده بود، پس از خوردن غذایی حرام در ضیافتی ترتیبی، سرانجام تسلیم پیشنهادهای حکومتی میشود.
-
داستان ۸۵
کرامتی از حضرت سیدالشهدا علیهالسلام و حضرت فاطمه علیهاالسلام
تاجری در حرم امام حسین تنها از خود آن حضرت درخواست کمک مالی میکند؛ سرانجام بانویی که خود را مادر امام حسین معرفی میکند، پول درخواستی را به او میرساند.
-
داستان ۸۶
نکتهها از گفتهها
نویسنده با استناد به آیات و روایات، پیامدهای دهگانهٔ نافرمانی از فرمان پیامبر اکرم در واپسین روزهای عمرشان برای نگارش وصیتنامه را برمیشمارد.
-
داستان ۹۰
کرامتی از حضرت امالبنین علیهاالسلام
کودکی که به مننژیت حاد مبتلا و پزشکان از او ناامید شده بودند، پس از توسل پدرش به حضرت امالبنین، بهطور کامل و بدون هیچ آسیبی بهبود مییابد.
-
داستان ۹۴
معرفت باغبان
باغبان بیسواد اما پاکدلی که همراه عالِمی به زیارت امام رضا رفته، در حرم مطهر آن حضرت را به چشم میبیند و با او سخن میگوید؛ عالِم درمییابد معرفت این مرد ساده از او بیشتر است.
-
داستان ۹۵
شرفیابی رانندۀ کامیون خدمت امام زمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف
رانندهای که در کولاکی مرگبار موتور کامیونش خاموش شده بود، در واپسین لحظات به امام زمان متوسل و توبه میکند؛ مرد ناشناسی موتور را روشن میکند و ناپدید میشود.
-
داستان ۹۷
فضیلت عمل به قرآن
بانویی در مجلس ابنجوزی، با استناد به آیهای دربارهٔ ماندن زنان پیامبر در خانه، رفتار عایشه در جنگ جمل را به چالش میکشد و خطیب را از ادامهٔ سخنرانی بازمیدارد.
-
داستان ۹۸
بهلول و خلیفۀ عباسی
بهلول به متوکل که از شکوه کاخش میبالد، میگوید ساخت آن یا اسراف است اگر از مال حلال باشد، یا خیانت اگر از حرام؛ حکایتی کوتاه در نکوهش اسراف.
-
داستان ۱۰۱
هرچه کنی به خود کنی، گر همه نیک و بد کنی!
عارفی که پیرمردی رهاشده در جاده را به خانهاش میبرد، در پاسخ به سرزنش دیگران میگوید در واقع به خودش خدمت میکند، زیرا هر نیکی روزی به صاحبش بازمیگردد.
-
داستان ۱۰۳
نامهای به خدا
طلبهای فقیر نامهای با خواستههایش به خدا مینویسد و آن را در سوراخ دیوار مسجد پنهان میکند؛ باد نامه را به کالسکهٔ ناصرالدینشاه میرساند و شاه دستور برآوردهشدن تمام خواستههایش را صادر میکند.
-
داستان ۱۰۵
عاقبت سخت و خطرناک قسم دروغ
دشمنی با ادعای دروغین طلبکاری از امام حسن مجتبی، در دادگاه به لفظ جلاله سوگند دروغ میخورد؛ در همان لحظه بر زمین میافتد و جان میدهد.
-
داستان ۱۰۶
پذیرفتهشدن توبۀ حضرت آدم علیهالسلام و ردشدن توبۀ شیطان
تفاوت پذیرش توبهٔ آدم و رد توبهٔ شیطان در این است که آدم خطایش را به خود نسبت داد و شیطان آن را به خدا نسبت داد؛ اعتراف صادقانه به گناه شرط پذیرفتهشدن توبه است.
-
داستان ۱۰۷
ژنرال فرانسوی و گنجشک مصدوم!
ژنرالی فرانسوی که برای نجات یک پرندهٔ مصدوم دلسوزی میکند، از سوی دامپزشکی الجزایری با یادآوری کشتار روزانهٔ مردم بیگناه توسط ارتش استعمارگرش شرمنده میشود.
-
داستان ۱۰۸
نتیجۀ کینهتوزی و انتقامگیری
کشاورزی که برای انتقام از روباهی مزاحم دم او را آتش میزند، شاهد آن است که روباه وحشتزده در میان مزرعه میدود و کل محصول گندمش را در آتش کینهاش از دست میدهد.
-
داستان ۱۰۹
کرامتی از امام جواد علیهالسلام
یحیی بن اکثم، قاضی دربار عباسی، برای آزمودن امام جواد نوجوان نزد او میرود؛ عصای امام به معجزه با زبان فصیح بر امامت او گواهی میدهد و یحیی را مجاب میکند.
-
داستان ۱۱۰
کرامتی از امام رضا علیهالسلام
بازرگانی که بهسبب نقص فنی هواپیما در مشهد فرود اضطراری داشته، هیزمفروشی تنگدست را برای جهیزیهٔ دخترش یاری میکند؛ او این کار را هدیهٔ امام رضا به خود میداند.
-
داستان ۱۱۱
نادرشاه در نجف اشرف
مشروبات الکلی نادرشاه در ورود به نجف به سرکه بدل میشود و سگهای شکاریاش حاضر به ورود به حرم امام علی نمیشوند؛ نادرشاه در بازگشت از سفر هند به نذر خود عمل کرده و ایوان طلای حرم را میسازد.
-
داستان ۱۱۲
آشکارشدن مرقد مخفی حضرت علی علیهالسلام
رفتار عجیب آهوان شکاری که به تپهای نزدیک کوفه پناه میبرند و حیوانات شکاری جرأت نزدیکشدن به آنها را ندارند، هارونالرشید را به کشف مرقد مخفی امام علی رهنمون میشود.
-
داستان ۱۱۵
تأسیس مجالس عزای امام حسین علیهالسلام در شام
پس از سخنرانیهای افشاگرانهٔ حضرت زینب و امام سجاد در شام، زنی تازهمسلمانشده که برای شرکت در مجلس عزای امام حسین از آمادهکردن مهمانی همسرش غافل مانده بود، با کمکی غیبی سربلند میشود.
-
داستان ۱۱۸
سرِ شب سرِ قتل و تاراج داشت!
نادرشاه افشار که در اواخر عمر با ظلم و مالیاتهای سنگین حکومت میکرد، سرانجام به دست نزدیکترین یارانش کشته میشود؛ عاقبتی که نویسنده آن را کیفر ظلم به مردم میداند.
-
داستان ۱۱۹
دانش امام کاظم علیهالسلام
دو شاگرد ابوحنیفه برای آزمودن دانش امام کاظم به زندان میروند و شاهدند که پیشگویی امام دربارهٔ مرگ همانشب زندانبان، بیکموکاست به وقوع میپیوندد.
-
داستان ۱۲۰
عبدالله افطح و ادعای امامت
در برابر ادعای امامت برادرش عبدالله افطح، امام کاظم وارد آتش افروخته میشود و آسیبی نمیبیند؛ عبدالله با دیدن این نشانه به امامت برادرش اعتراف میکند.
-
داستان ۱۲۷
قسم دروغ به مقام والای حضرت ابوالفضل علیهالسلام
جوانی که به دروغ به نام حضرت ابوالفضل سوگند خورده بود دچار تشنج و فراموشی کامل میشود؛ پدرش او را به ضریح میبندد و پس از یک شب، جوان بهطور کامل و با رفتاری متحولشده بهبود مییابد.
-
داستان ۱۲۸
کرامتی از امام زینالعابدین علیهالسلام
امام سجاد در بند و زنجیر بنیامیه، برای اثبات قدرت و امامتش، در برابر چشمان یکی از یارانش دست و پایش را از زنجیر بیرون میآورد و پیش از موعد مقرر، به شکلی معجزهآسا از دست مأموران میگریزد.
-
داستان ۱۳۱
کرامتی از حضرت علی اکبر علیهالسلام
پزشکی که بهناحق مورد توهین رئیس عشیرهای قرار گرفته بود، با توسل به حضرت علی اکبر شفای بیمار ناامیدشده را میخواهد و به لطف آن حضرت، سی سال به عمر بیمار افزوده میشود.
