داستان ۱۰۵ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۱۹۸ چاپی

عاقبت سخت و خطرناک قسم دروغ

دشمنی با ادعای دروغین طلبکاری از امام حسن مجتبی، در دادگاه به لفظ جلاله سوگند دروغ می‌خورد؛ در همان لحظه بر زمین می‌افتد و جان می‌دهد.

امام حسن مجتبی علیه‌السلام در کوفه، مکه‌ و مدینه از محبوبیت‌ و موقعیت ممتازی برخوردار بود، به‌خصوص به سبب جود‌ و سخاوت آن حضرت و رسیدگی به نیازمندان و مسافران‌ و رفع مشکلات مردم. این رفتار مهربانانۀ حضرت جایگاه ایشان را دوچندان می‌کرد. از این‌رو به‌شدت در معرض حسادت دشمنان قرار می‌گرفت و به حضرتش تهمت‌های گوناگون می‌زدند تا جایگاهش را تضعیف کنند.

یکی از مخالفان حضرت به دادگاه رفت‌ و ادعا کرد من هزار دینار از حسن بن علی طلبکارم‌ و او از بازپرداخت آن خودداری می‌کند. طبق معمول، از امام حسن علیه‌السلام برای حضور در دادگاه دعوت شد. ایشان به دادگاه آمد. شریح قاضی ادعای طلبکاری آن شخص را مطرح کرد. امام مجتبی علیه‌السلام فرمودند: «من چنین بدهی‌ای ندارم و این ادعا حقیقت ندارد». قاضی گفت: «سوگند می‌خورید؟» امام فرمود: «طبق قانون، طرف مدعی باید سوگند یاد کند. اگر طرف مدعی به لفظ جلالۀ «الله» سوگند یاد کند من این مبلغ را خواهم داد». قاضی خطاب به طرف مدعی گفت: «به لفظ جلاله قسم می‌خوری؟» گفت: «آری» و با صدای بلند قسم خورد که من هزار درهم از این آقا طلبکارم. حضرت فرمودند: «بیا برویم تا مبلغ را پرداخت کنم». مدعی حرکت کرد که به همراه آن حضرت برود. در هنگام حرکت، پاهایش به یکدیگر گیر کرد و محکم به زمین افتاد‌ و فوت شد و قسم دروغش او را رسوا‌ و مفتضح کرد.

اللهم نبهنا عن نومة الغافلین؛ پروردگارا! ما را از خواب غفلت بیدار فرما.

رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرمایند: « از سوگند به دروغ بپرهیزید زیرا خانه هار ا از ساکنانش خالی میسازد».۱

خورده‌ای سوگند روزی عهد خود را بشکنیاین شکستن نامسلمانی است حرفش را مزن

— ناشناس

منابع

  1. المعجم الاوسط طبرانی بازگشت به متن ↑
  2. ناشناس بازگشت به متن ↑