داستان ۱۰۷ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۲۰۱ چاپی
ژنرال فرانسوی و گنجشک مصدوم!
ژنرالی فرانسوی که برای نجات یک پرندهٔ مصدوم دلسوزی میکند، از سوی دامپزشکی الجزایری با یادآوری کشتار روزانهٔ مردم بیگناه توسط ارتش استعمارگرش شرمنده میشود.
انقلاب الجزایر در جنگها و درگیریهای قرن بیستم جایگاه خاصی دارد. به مدت 132 سال فرانسویان بر الجزایر مسلط بودند و این کشور را تحت استعمار خود گرفته بودند و منابع عظیمش را به غارت میبردند. سرانجام مردم الجزایر به تنگ آمدند و با خیزشی جمعی علیه فرانسویان قیام کردند. این قیام هشت سال به طول انجامید (1954-1962). در طول این هشت سال تمام زیرساختهای مهم این کشور منهدم شد. حدود شش هزار نظامی و یک میلیون غیرنظامی هم کشته شدند.
در حادثۀ سختی مسلمانان به مسجدی پناهنده شدند. استعمارگران به این مسجد هجوم بردند، تمام قرآنها و لوازم مسجد را آتش زدند و بر سر پناهندگان بیپناه ریختند و در پایان مسجد را بر سرشان خراب کردند. نظیر این فجایع و کشتار مردم بیگناه هر از گاهی اتفاق میافتاد و هیچ مقامی هم حمایت نمیکرد.
روزی ژنرالی فرانسوی از جادهای عبور میکرد. پرندهای به اتومبیلش برخورد کرد و به زمین افتاد. ژنرال وجدانش ناراحت شد. با دستمال کاغذی آن پرندۀ نیمهجان را گرفت و به دامپزشکی برد و از دامپزشک خواست تمام تلاشش را برای نجات این پرنده به کار گیرد. دامپزشک الجزایری از زیر عینکش نیمنگاهی پرسشآمیز به ژنرال فرانسوی کرد و گفت: «ژنرال! میبینم وجدانت برای صدمهدیدن این پرنده خیلی ناراحت است!» گفت: «همینطور است. برای نجاتش هر کار میتوانی بکن». پزشک الجزایری گفت: «شما در هر روز و هر ساعتی صدها نفر از انسانهای بیگناه این کشور را مظلومانه به خاک و خون میکشید، اما وجدانتان ناراحت نمیشود! همین وجدان برای یک پرندۀ مصدوم اینقدر حساس میشود؟ آیا هیچ فکر کردهاید در حق ملت مظلوم چه ستمهایی کردهاید؟ آیا خجالت نمیکشید و وجدانتان بیدار نمیشود؟» ژنرال سرافکنده شد و با نهایت شرمندگی از دامپزشکی بیرون رفت.
گرگبودن در لباس میش ای مردمفریبعاشقیهایت دروغ و وعدههایت نابجاست
— ناشناس
حضرت علی علیهالسلام میفرمایند: «هر کس باطنش خوب باشد ظاهرش نیز خوب خواهد بود و هر کس ظاهرش خراب باشد باطنش نیز خراب است».۲
اللهم وفقنا لما تحب و ترضی.
منابع
- ناشناس بازگشت به متن ↑
- نهج البلاغه بازگشت به متن ↑
