نوع منبع: حدیث · ۹۳ داستان
۹۳ داستان از کتاب «پیام تاریخ» — نوع منبع: حدیث.
-
دیباچه
دیباچه
نویسنده در دیباچه با ستایش خداوند یکتا و تأمل در جایگاه انسان در آفرینش، اصول ثابت اخلاقی را در سخنان پیامبران الاهی از آدم تا خاتم و حکیمانی چون لقمان و زرتشت پی میگیرد و کتاب را مجموعهای از ۳۱۳ داستان اخلاقی معرفی میکند که یکسوم آن به کرامات و رفتار پیامبر و اهل بیت علیهمالسلام اختصاص دارد.
-
داستان ۱
مشکلگشایی «بسم الله الرحمن الرحیم»
قیصر روم که پزشکان از درمان سردردش عاجز بودند، نامهای به حضرت علی علیهالسلام نوشت. کلاهی که آن حضرت فرستادند و آیۀ «بسم الله الرحمن الرحیم» در آن نوشته شده بود، شفایش داد و به پذیرش اسلام انجامید.
-
داستان ۲
راه و رسم امر به معروف و نهی از منکر
حضرت ابراهیم علیهالسلام مهمانی مشرک را که «بسم الله» نگفته بود از خانه بیرون کرد، اما وحی الهی به او آموخت که خداوند هفتاد سال آن مهمان را بدون پرسش از ایمانش روزی داده است؛ حضرت ابراهیم از او پوزش خواست و مهمان به توحید ایمان آورد.
-
داستان ۳
به روی خاک میجویند ایام جوانی را
گفتوگوی طنازانۀ شاعری جوان با پیرمردی دربارۀ گذر جوانی، زمینهای میشود برای یادآوری سفارش پیامبر اکرم به غنیمتشمردن جوانی و فرصتها، و نقل وصیتنامۀ اخلاقی امام محمد باقر علیهالسلام به پیروانش.
-
داستان ۵
قاتل را آزاد کن!
فرماندهای در خواب میبیند رسول اکرم دستور آزادی قاتلی را میدهد؛ قاتل بازمیگوید که برای دفاع از دختری از نسل پیامبر که مورد آزار قرار گرفته بود مرتکب قتل شده است، و در پی آن بخشش و توبه رقم میخورد.
-
داستان ۸
غدیر: روزی بیمانند در تاریخ
نویسنده پنج جهت برتری روز غدیر بر دیگر روزهای تاریخ را برمیشمارد: فرمان مستقیم الهی برای ابلاغ، اهمیت برابر آن با رسالت پیامبر، فراگیری پیام تا روز قیامت، و ضرورت ولایت علی برای تکمیل اسلام.
-
داستان ۹
اهمیت غدیر در تاریخ آفرینش
نویسنده نشان میدهد دین اسلام از آدم تا خاتم یکی بوده، هرچند شریعت هر پیامبری متفاوت بود؛ کمال این دین تنها با ولایت و خلافت امام علی در روز غدیر محقق شد و اسلام واقعی همان است که از اهل بیت دریافت شود.
-
داستان ۱۳
مرام نیکان
مردی که به قصاص محکوم شده بود، با ضمانت ابوذر، سه روز مهلت گرفت تا کاری برای برادرانش انجام دهد و بازگشت. وفای او، ضمانت ابوذر، و گذشت پسران مقتول، همه به احترام ارزشهایی بود که نباید از میان مردم برود.
-
داستان ۱۴
این جهان کوه است و فعل ما ندا
پزشکی پسانداز سیسالۀ حجش را بهجای زیارت، خرج درمان کودک بیمار خانوادهای تنگدست میکند؛ او بدون هیچ هزینهای و به شکلی کاملاً غیرمنتظره به حج مشرف میشود.
-
داستان ۱۵
عاقبت به خیری با زیارت امام حسین علیهالسلام
برادرانی جوانِ منحرفِ خانواده را به توصیۀ آیتالله خوانساری به زیارت کربلا میبرند؛ در برابر ضریح امام حسین، جوان بهکلی دگرگون میشود و توبه میکند.
-
داستان ۱۶
معجزۀ احترام به مادر
جوانی روستایی مادر پیرش را بهجای الاغ بر دوش میکشد تا او را همراه پدر به زیارت امام حسین ببرد؛ در پاداش این نیکی، امام حسین در حرم مطهر به او لبخند میزند.
-
داستان ۲۱
شرم آتش جهنم از زوار امام حسین علیهالسلام
پسری که برای آزار زائران اربعین به کمین نشسته بود، در خواب میبیند آتش جهنم به احترام غبار زائران امام حسین بر بدنش او را نمیسوزاند؛ توبه میکند و شاعر مرثیهسرای امام حسین میشود.
-
داستان ۲۴
حضرت موسی علیهالسلام و مرد سخنچین
در قحطی زمان حضرت موسی، خداوند فاش میکند سخنچینی در میان بنیاسرائیل مانع اجابت دعاست، اما خود از افشای هویت او خودداری میکند؛ آن مرد در خفا توبه میکند و باران رحمت فرومیبارد.
-
داستان ۲۵
کرامتی از امام هادی علیهالسلام
جواهرسازی از ترس جانش نزد امام هادی میرود، چون نگین گرانبهای متوکل را هنگام کار شکسته است؛ به لطف پیشگویی امام، معلوم میشود دختران متوکل خود خواستار دونیمشدن همان نگین بودهاند.
-
داستان ۳۵
نتیجۀ رسیدگینکردن به بستگان و خویشاوندان
بازرگانی تهرانی که به اعدام محکوم شده بود، به توصیهٔ شیخ رجبعلی خیاط درمییابد ریشهٔ مشکلاتش غفلت از خواهر بیسرپرستش بوده؛ با جبران این کوتاهی، گرفتاریهایش یکییکی برطرف میشود.
-
داستان ۳۶
گاندی و لنگهکفش
وقتی یک لنگهکفش گاندی روی ریل قطار میافتد، او لنگهٔ دیگر را هم به همانجا پرت میکند تا هر کس آن را بیابد جفت کاملی داشته باشد؛ نمونهای ساده از توجه به دیگران.
-
داستان ۳۹
لغزش خلیفۀ دوم
عمر، خلیفهٔ دوم، شبی هنگام تجسس از دیوار خانهای بالا میرود و صاحبخانه با استناد به شش آیهٔ قرآن نشان میدهد او خود مرتکب شش خطای شرعی شده است.
-
داستان ۵۰
قدر هر کس به قدر همت اوست!
حاکم نیشابور کشاورزی را که سالها پیش همکارش بود احضار میکند تا نشان دهد خواستهٔ کوچک او در برابر همت بلند خودش چه تفاوتی داشت؛ هر دو خواسته از خدا برآورده شده بود.
-
داستان ۵۱
انسان زیبا
استادی با پرسش «انسان زیبا چیست؟» و آزمایش دو لیوان زیبا و ساده، به دانشجویانش میآموزد که ارزش انسان به باطن اوست نه ظاهرش.
-
داستان ۵۷
بازرگان و بهلول
دو بازرگان با راهنمایی متفاوت از «بهلول عاقل» و «بهلول دیوانه» سرمایهگذاری میکنند؛ نتیجهٔ متفاوت کارشان نشان میدهد ایمان و نیت هر کس در سرنوشت او اثرگذار است.
-
داستان ۵۸
در عفو لذتی است که در انتقام نیست!
شاگردی که علامه طباطبایی خواستگاریاش را رد کرده بود، سالها به او اهانت کرد؛ با این حال علامه پس از مرگ او برایش طلب آمرزش کرد و گفت در عذابدیدن او هیچ سودی برایش نیست.
-
داستان ۶۳
چرخۀ محبت
واقدی به توصیهٔ همسرش تمام قرض گرفتهشدهاش را به همسایهای از نسل فاطمهٔ زهرا میبخشد؛ سلسلهای از برکت این ایثار، هم بدهیاش را پاک و هم هدیهای بزرگ نصیبش میکند.
-
داستان ۶۷
تو به اصلاح اخلاق خودت محتاجتری!
ابنسینای جوان از سر غرور علمی دانشمندی را با معمایی ریاضی میآزماید؛ استاد پاسخ میدهد که او به اصلاح اخلاقش نیازمندتر است تا استاد به حل آن معما.
-
داستان ۷۰
تو خوبی میکن و در دجله انداز
جوانی که در دجله در حال غرقشدن بود، هفت روز با نانهایی که مرد نیکوکاری ناشناس هرروزه به رودخانه میانداخت زنده میماند؛ داستانی دربارهٔ بازگشت نیکیهای پنهان.
-
داستان ۷۵
مصاحبۀ دانشگاه و نماز اول وقت
دانشجویی در آمریکا برای ادای نماز اول وقت از نوبت مصاحبهٔ حیاتی ورود به دانشگاه دل میکند؛ همین تعهد دینی مورد احترام هیئت مصاحبهکننده قرار میگیرد و با رتبهٔ خوبی پذیرفته میشود.
