داستان ۱۵ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۴۴ چاپی

عاقبت به خیری با زیارت امام حسین علیه‌السلام

برادرانی جوانِ منحرفِ خانواده را به توصیۀ آیت‌الله خوانساری به زیارت کربلا می‌برند؛ در برابر ضریح امام حسین، جوان به‌کلی دگرگون می‌شود و توبه می‌کند.

یک نفر از فرزندان خانوادۀ محترمی از بازاریان و بازرگانان تهران در نتیجۀ مجالست با رفقای ناباب از نظر اخلاقی بسیار منحرف و بدرفتار می‌شود، به طوری که تمام اعضای فامیل و خانواده او را ترک می‌کنند. برادران این شخص از سر دلسوزی برای نجات برادرشان، به آیت‌الله خوانساری رجوع می‌کنند و از ایشان برای نجات برادرشان راهی می‌طلبند. آیت‌الله خوانساری می‌گویند: «مگر چه کار زشتی می‌کند؟» پاسخ می‌دهند: «از هیچ گناه و کار زشتی روگردان نیست و اهل نماز و روزه هم نیست». آقای خوانساری می‌گویند: «من برای چنین کسی نمی‌توانم کاری انجام دهم. برایش دعا کنید». برادران، با عجز و لابه، می‌گویند: «ما به شما پناه آورده‌ایم. هر دستوری بدهید انجام خواهیم داد». آقای خوانساری می‌گویند: «فقط یک راه دارد. او را به کربلا ببرید و با طهارت کامل به حرم مشرف شوید و در مقابل ضریح مقدس سه مرتبه عرض کنید: صلی الله علیک یا مظلوم؛ اگر حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام او را پذیرفت نجات پیدا خواهد کرد، وگرنه دیگر هیچ امیدی به او نیست».

برادران، با نهایت ناامیدی، به برادرشان گفتند: «ما عازم کربلا هستیم. اسم تو را هم نوشته‌ایم. به هزینۀ خودمان تو را هم می‌بریم». فکری کرد و گفت: «به شرط آنکه قمه و لوازم نوشیدنی را همراه بیاورم». ما با ناامیدی برنامۀ سفر به کربلا را آماده کردیم و به هر شکلی مراعات او را کردیم تا او را به حرم امام حسین علیه‌السلام رساندیم. مقابل ضریح مطهر با نهایت احترام دست به سینه گذاشتیم و به او گفتیم: «به این ترتیب به حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام عرض سلام و ادب می‌کنیم، هرچه ما می‌گوییم تو نیز همراهی کن». در مقابل ضریح مطهر، در دلم گفتم: «مولای من! همان‌طور که حر بن یزید را پذیرفتی، امروز این برادر گناهکار ما را هم بپذیر! ما را از درب خانۀ رحمت واسعه‌ات ناامید برمگردان». بار اول و دوم با حضور قلب عرض کردیم: «صلی الله علیک یا مظلوم، صلی الله علیک یا مظلوم». متوجه شدم اشک‌های برادرم جاری شد و گفت: «مرا تنها بگذارید! می‌خواهم با اربابم درد دل کنم». ساعتی از دور او را زیر نظر داشتیم. بعد از گریه و زاری بسیار با گونه‌ها و چشم‌های سرخ‌شده نزدمان آمد و گفت: «برویم! من آدم یک لحظه قبل نیستم! من مهمان آقا و اربابم بودم. آن بزرگوار هم با نهایت بزرگواری مرا پذیرفت. من حسینی شدم و افتخار می‌کنم به بزرگواری اربابم حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام».

بعد از این زندگانی می‌کنم با عشق تونام تو باشد شعارم یا حسین

رتبه‌ام از پادشاهی برتر استچون تو را خدمت‌گزارم یا حسین

بیم آن دارم برانی از درتوای بر حال نزارم یا حسین

نیست در دستم متاعی غیر توعشق تو دار و ندارم یا حسین

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا.

امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «هر کس به زیارت جدم حضرت اباعبدالله علیه‌السلام مشرف شود جده‌ام فاطمۀ زهرا علیهاالسلام برای او دعا می‌کند و از خداوند برای زائران فرزندش طلب آمرزش و مغفرت می‌کند. حاجاتشان برآورده می‌شود و عمر طولانی با وسعت رزق، پاداش زائران جدم حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام است».۲ چه سعادتی از این بالاتر!

اللهم ارزقنا زیارة الحسین و شفاعته فی الدنیا والآخرة، برحمتک یا ارحم الراحمین‏.

امام رضا علیه‌السلام می‌فرمایند: «هر کس در روز عاشورا کسب‌وکار و امور زندگی‌اش را رها کند و برای جدم حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام عزاداری و سوگواری کند، خداوند تمام نیازمندی‌هایش را به بهترین وجه تأمین می‌کند؛ و هر کس روز عاشورا، روز غم و اندوهش باشد و در این روز به سوگواری و عزاداری و گریستن بر مصائب حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام مشغول باشد، روز قیامت، روز شادی و خوشحالی‌اش خواهد بود و چشمش به دیدار آن حضرت روشن خواهد شد؛ و هر کس در این روز در پی کسب‌وکار باشد خیر و برکتی عایدش نمی‌شود و روز قیامت با شمر و عمر سعد محشور خواهد شد».۳

منابع

  1. عیون اخبار الرضا علیه السلام بازگشت به متن ↑
  2. کامل الزیارات بازگشت به متن ↑
  3. مأخذ در نسخهٔ اصلی مشخص نشده است بازگشت به متن ↑