داستان ۹ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۳۲ چاپی

اهمیت غدیر در تاریخ آفرینش

نویسنده نشان می‌دهد دین اسلام از آدم تا خاتم یکی بوده، هرچند شریعت هر پیامبری متفاوت بود؛ کمال این دین تنها با ولایت و خلافت امام علی در روز غدیر محقق شد و اسلام واقعی همان است که از اهل بیت دریافت شود.

خداوند یکتا و خالق بی‌همتا انسان را آفرید. در زمانی که هیچ انسانی وجود نداشت و نامی از او در جهان آفرینش نبود، آسمان و زمین و ماه و خورشید و آنچه پیرامون انسان است، همه را برای بهتر زندگی‌کردن او پیش از خلقت او آفریده بود. آنگاه از روح خود به او حیاتی ممتاز بخشید وبدین‌وسیله او را برترین و بهترین موجودات جهان هستی قرار داد.

انسان، والاترین مخلوق جهان هستی بود: «فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ».۱ سپس راه راست و روش بهترین زندگی را به او آموخت و عقلی به او عنایت فرمود تا خوب را از بد بشناسد و خیر را از شر، و بدی را از خوبی تشخیص دهد. او را در انتخاب راه و روش شایسته و ناشایست، مختار و آزاد قرار داد. سپس پیامبرانی را با فرمانی از جانب خود برای هدایت او مشخص فرمود تا او را در شناسایی راه راست و شایسته از راه ناشایست راهنمایی کنند و جهان فانی و باقی را به او بشناسانند. این پیامبران همچون معلم و استادی دلسوز و مهربان به‌تدریج، و به اندازۀ قدرت پذیرش آن‌ها راه و روش زندگی خوب و شایسته را به انسان آموختند.

اعتقاد به وجود خداوند یکتا، پیامبران، کتاب‌های آسمانی، و روز قیامت، دین و آیینِ تمام انبیا و پیامبران بود. این اعتقاد و پذیرش قلبی را به نام «دین اسلام» می‌شناسیم، که دین تمام پیامبران بود از آدم تا خاتم: «وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ؛۲ و هر که جز اسلام دینی طلب کند هرگز از او پذیرفته نمی‌شود». اما هر یک از پیامبران مناسب زمان و مکان خود و مناسب قدرت پذیرش مردم زمانشان با دستورها و روش و برنامۀ مخصوص به خود، امتشان را به سوی خداوند یکتا دعوت می‌فرمودند که این روش، به نام شریعت آن پیامبر شناخته می‌شود. دین حضرت ابراهیم علیه‌السلام دین اسلام بود با شریعت ابراهیمی به نام «شریعت حنیف». دین حضرت موسی علیه‌السلام دین اسلام بود با شریعت موسوی و یهودی. دین حضرت عیسی علیه‌السلام اسلام بود با شریعت نصرانی و مسیحی، که هر یک از این شریعت‌ها در زمان خودشان، مقبول و واجب‌الاطاعه بودند. دین حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله به جهت رشد و کمالش، دین اسلام بود با شریعت اسلامی که تمام انبیای سلف از تشریف‌فرمایی آن حضرت به نام آخرین پیامبر و آخرین شریعت خبر داده بودند. به همین دلیل تا روز قیامت دوام می‌آورد: «حَلَالُ مُحَمَّدٍ حَلَالٌ إِلَى يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ، وَ حَرَامُهُ حَرَامٌ إِلَى يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ».۳

نکتۀ مهم و اهم این است که دین اسلام هم تمامیت و کمالش با ولایت و خلافت حضرت امیرالمؤمنین، علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام، و فرزندان معصومش امکان‌پذیر خواهد بود. به همین دلیل در روز غدیر، پس از آنکه پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله خلافت و جانشینی آن حضرت را ابلاغ فرمودند این آیه نازل شد: «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِيناً؛ امروز [با نصبِ علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام به ولایت، امامت، حکومت و فرمانروایی بر امت] دینتان را برایتان کامل، و نعمتم را بر شما تمام کردم، و اسلام را برایتان به عنوان دین پسندیدم»؛ زیرا علی علیه‌السلام و اولادش علیهم‌السلام وارث علوم تمام انبیا علیهم‌السلام هستند و علوم اولین و آخرین نزد این امامان پاک است و بس، همان‌طور که در زیارت آن‌ها می‌خوانیم.

بنابراین، دین و دیانت حقیقی و صحیح با حضرات آدم علیه‌السلام و نوح علیه‌السلام، به‌خصوص حضرت ابراهیم خلیل علیه‌السلام، آغاز شد و با ولایت حضرت علی علیه‌السلام به کمال رسید. دین و شریعتی نزد خدا پذیرفتنی است که از طریق قرآن و عترت ارائه شود ولاغیر؛ به دلیل این حدیث متواتر از حضرت خاتم‌الانبیا صلی‌الله‌علیه‌وآله: «إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ اَلثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اَللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي، مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِي أَبَداً وَ لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ اَلْحَوْضَ؛۴ من دو دستاویز بسیار مهم و ارزشمند بعد از خودم برایتان می‌گذارم. تا زمانی که به این دو دستاویز متوسل و متمسک باشید و از آن‌ها پیروی کنید هیچ‌گاه گمراه نخواهید شد، و این دو هیچ‌گاه از هم جدا نخواهند شد: قرآنی که از مکتب اهل بیت علیهم‌السلام دریافت شده باشد و امامان معصومی که قرآن ایشان را معرفی فرموده باشد».

در آیه‌ای دیگر قرآن کریم می‌فرماید: «فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَكُمْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَكُمْ وَ أَنْفُسَنَا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ؛۵ پس هر کس بعد از علم و دانش به حقانیت تو، با تو ستیز و جدل کرد، بگو: بیایید با پسرانمان و پسرانتان، زنانمان و زنانتان، و خودمان و آن شخصی که به منزلۀ خودمان است، آنگاه به درگاه خداوند مباهله و زاری کنیم و لعنت خدا را بر دروغ‌گویان قرار دهیم». بنابراین، به‌وضوح می‌بینیم که با دلایل فوق تکلیف امت، بعد از پیامبر مشخص شده و هیچ شک و تردیدی وجود ندارد. آن شریعت و روشی مطلوب است که از طریق این قرآن و این اهل بیت علیهم‌السلام دریافت شده باشد ولاغیر.

ای دل، غلام شاه جهان باش و شاه باشپیوسته در حمایت لطف الاه باش

آن را که دوستی علی نیست کافر استگو زاهد زمانه و گو شیخ راه باش

امروز زنده‌ام به ولای تو یا علیفردا به روح پاک امامان گواه باش

— منسوب به حافظ

والحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیر المؤمنین و اولاده المعصومین (صلوات الله علیهم).

منابع

  1. مؤمنون: 14. بازگشت به متن ↑
  2. آل عمران: 85. بازگشت به متن ↑
  3. الفصول المهمة، ج1، ص643. بازگشت به متن ↑
  4. المسترشد فی امامة امیر المؤمنین علی بن ابی طالب علیه‌السلام، ج1، ص559. بازگشت به متن ↑
  5. 'آل عمران: 61.' بازگشت به متن ↑
  6. منسوب به حافظ. بازگشت به متن ↑