داستانهای اعتقادی · ۱۲۶ داستان
۱۲۶ داستان از کتاب «پیام تاریخ» — داستانهای اعتقادی.
-
دیباچه
دیباچه
نویسنده در دیباچه با ستایش خداوند یکتا و تأمل در جایگاه انسان در آفرینش، اصول ثابت اخلاقی را در سخنان پیامبران الاهی از آدم تا خاتم و حکیمانی چون لقمان و زرتشت پی میگیرد و کتاب را مجموعهای از ۳۱۳ داستان اخلاقی معرفی میکند که یکسوم آن به کرامات و رفتار پیامبر و اهل بیت علیهمالسلام اختصاص دارد.
-
داستان ۱
مشکلگشایی «بسم الله الرحمن الرحیم»
قیصر روم که پزشکان از درمان سردردش عاجز بودند، نامهای به حضرت علی علیهالسلام نوشت. کلاهی که آن حضرت فرستادند و آیۀ «بسم الله الرحمن الرحیم» در آن نوشته شده بود، شفایش داد و به پذیرش اسلام انجامید.
-
داستان ۸
غدیر: روزی بیمانند در تاریخ
نویسنده پنج جهت برتری روز غدیر بر دیگر روزهای تاریخ را برمیشمارد: فرمان مستقیم الهی برای ابلاغ، اهمیت برابر آن با رسالت پیامبر، فراگیری پیام تا روز قیامت، و ضرورت ولایت علی برای تکمیل اسلام.
-
داستان ۹
اهمیت غدیر در تاریخ آفرینش
نویسنده نشان میدهد دین اسلام از آدم تا خاتم یکی بوده، هرچند شریعت هر پیامبری متفاوت بود؛ کمال این دین تنها با ولایت و خلافت امام علی در روز غدیر محقق شد و اسلام واقعی همان است که از اهل بیت دریافت شود.
-
داستان ۱۰
اهمیت ولایت حضرت علی علیهالسلام در مقایسه با اعتقاد به توحید در تاریخ ادیان
توحیدی پذیرفتنی و رستگارکننده است که از طریق سخنان امام علی، خطبۀ فدکیۀ حضرت فاطمه زهرا، و ادعیۀ امامان معصوم دریافت شده باشد، نه اعتقاداتی ساختگی و بیبنیان که از دیگران گرفته شده است.
-
داستان ۱۱
دیدن خدا
علامه محمدتقی جعفری با مثالی ساده به دانشجویانش میآموزد که برای «دیدن خدا» باید رو به او بنشینند نه پشت به او؛ ندیدن خدا نتیجۀ غفلت انسان است، نه غیاب او.
-
داستان ۲۱
شرم آتش جهنم از زوار امام حسین علیهالسلام
پسری که برای آزار زائران اربعین به کمین نشسته بود، در خواب میبیند آتش جهنم به احترام غبار زائران امام حسین بر بدنش او را نمیسوزاند؛ توبه میکند و شاعر مرثیهسرای امام حسین میشود.
-
داستان ۲۴
حضرت موسی علیهالسلام و مرد سخنچین
در قحطی زمان حضرت موسی، خداوند فاش میکند سخنچینی در میان بنیاسرائیل مانع اجابت دعاست، اما خود از افشای هویت او خودداری میکند؛ آن مرد در خفا توبه میکند و باران رحمت فرومیبارد.
-
داستان ۲۹
تحصیل علوم دینی و اقامۀ عزاداری حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
آیتالله خویی در ایام تحصیل، مجلس روضهٔ خانوادهاش را بهسبب مزاحمت با درسش تعطیل کرد و به چشمدردی صعبالعلاج دچار شد؛ در خواب دریافت که تنها با توسل به تربت امام حسین شفا خواهد یافت.
-
داستان ۳۱
عبادتبودن کار
پیامبر اکرم در پاسخ به اصحابی که کار دنیوی جوانی پرتلاش را کمارزشتر از عبادت میدانستند، میفرمایند تلاش برای تأمین معاش خود و خانواده، خود نوعی عبادت است.
-
داستان ۳۵
نتیجۀ رسیدگینکردن به بستگان و خویشاوندان
بازرگانی تهرانی که به اعدام محکوم شده بود، به توصیهٔ شیخ رجبعلی خیاط درمییابد ریشهٔ مشکلاتش غفلت از خواهر بیسرپرستش بوده؛ با جبران این کوتاهی، گرفتاریهایش یکییکی برطرف میشود.
-
داستان ۳۸
زمانۀ امام حسن عسکری علیهالسلام و علم غیب ایشان
مردی با دروغ از تنگدستی نزد امام حسن عسکری مینالد؛ امام از پول پنهانش خبر میدهد و پیشگویی میکند بهخاطر آن دروغ هرگز از آن بهره نخواهد برد، پیشگوییای که بهطور کامل تحقق مییابد.
-
داستان ۳۹
لغزش خلیفۀ دوم
عمر، خلیفهٔ دوم، شبی هنگام تجسس از دیوار خانهای بالا میرود و صاحبخانه با استناد به شش آیهٔ قرآن نشان میدهد او خود مرتکب شش خطای شرعی شده است.
-
داستان ۴۰
تو بهتر میفهمی یا خدای مهربان و آفریدگار؟
عمر با تعیین سقفی برای مهریهٔ زنان مخالفت قرآن را میشنود و آشکارا اعتراف میکند که حتی زنان خانهنشین از او آگاهترند.
-
داستان ۴۱
یاری از یاران جنگ صفین در قاهره
شخصی که مورد حملهٔ مسلحانه قرار گرفته، در حال بیهوشی، توسط سواری ناشناس که خود را «محمد بن الحسن المهدی» معرفی میکند شفا و یاری مییابد؛ زخم او را با یادگاری از جنگ صفین توجیه میکنند، هرچند هفتصد سال از آن جنگ گذشته است.
-
داستان ۴۵
اول از خودت شروع کن!
ابنعباس به کسی که میخواهد امر به معروف و نهی از منکر کند، سه آیهٔ قرآنی یادآوری میکند که پیش از اصلاح دیگران، باید خود عمل کرد.
-
داستان ۴۶
مقام فردوسی پس از مرگ
شیخ گرگان بر جنازهٔ فردوسی نماز نخواند، اما در خواب او را در جایگاهی رفیع میبیند؛ فردوسی میگوید یک بیت شعر در توحید و ظلمی که در حقش شد، سبب آمرزش او شدند.
-
داستان ۴۷
هفت پرسش از حضرت علی علیهالسلام
دانشمندی هفتاد فرسخ راه میپیماید تا هفت پرسش دربارهٔ بزرگترین صفات نیک و بد را از امام علی بپرسد و پاسخها را سرمشق زندگیاش کند.
-
داستان ۵۵
ارزش معنوی و مادی صلوات بر پیامبر اکرم و خاندان مطهرش (صلوات الله علیهم)
سفیان ثوری در سفر حج شاهد است که پیامبر اکرم در خواب فرزندی، چهرهٔ سیاهشدهٔ پدر گناهکارش را به برکت کثرت صلواتش نورانی میکند؛ از آن پس صلوات را هرگز ترک نمیکند.
-
داستان ۵۶
هرچه کردم برای خدا کردم!
پس از وفات آیتالله بروجردی، در خواب راز موفقیتش را چنین بیان میکند: «هرچه کردم برای خدا کردم، نه برای شهرت»؛ سخنی که ارزش اخلاص در عمل را میآموزد.
-
داستان ۶۰
شرم از رخ علی کن و کمتر گناه کن!
امام علی در خواب به شاعری که غرور به شفاعتش را بهانهٔ گناه کرده بود، مصرع شعرش را اصلاح میکند تا بهجای توجیه گناه، شرم از آن حضرت را یادآوری کند.
-
داستان ۶۴
کرامتی از حضرت زینب علیهاالسلام
کارگری که هنگام چراغانی صحن حضرت زینب از بلندی سقوط کرده و در آستانهٔ مرگ بود، در خواب به دستور آن حضرت و دخترکی همراهش شفا مییابد و بیدرنگ به سرکارش بازمیگردد.
-
داستان ۶۵
قداست کمککردن
امام صادق به مردی که همسفرش را برای عبادت مداوم میستود، میفرماید کسانی که کارهای او را انجام میدادند از او برترند، زیرا دستی که کمک میکند مقدستر از دستی است که فقط برای دعا بالا میرود.
-
داستان ۶۸
حرکت، برکت را سبب بود.
پیرمردی سادهلوح که فقط با نشستن در مسجد منتظر روزی الهی بود، سرانجام با سرفهکردن توجه رهگذری را جلب میکند و درمییابد که حرکت و تلاش، زمینهساز برکت است.
-
داستان ۶۹
هرگز دعا نمیکنم!
امام صادق از دعاکردن برای مردی تنگدست که خانهنشین مانده و در پی کسب روزی نیست خودداری میکند، چرا که رزق الهی در گرو تلاش انسان است.
