داستان ۴۰ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۸۸ چاپی
تو بهتر میفهمی یا خدای مهربان و آفریدگار؟
عمر با تعیین سقفی برای مهریهٔ زنان مخالفت قرآن را میشنود و آشکارا اعتراف میکند که حتی زنان خانهنشین از او آگاهترند.
بعد از وفات رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله عمر به عنوان خلیفۀ پیامبر اشتباهات بسیاری کرد که بیشتر اوقات با اعتراضهای شدیدی مواجه میشد و خودش به نادانی خود اعتراف میکرد. روزی بر فراز منبر گفت: «من اجازه نمیدهم مهریۀ بانوان از چهارصد درهم بیشتر باشد. هر کس بیش از آن مهریهای که من تعیین کردهام مهریه قرار دهد، از او بازپس خواهم گرفت و مصادره خواهم کرد». بانویی از پای منبر گفت: «تو بهتر میفهمی یا خداوند مهربان؟» عمر گفت: «بدون شک خداوند بیشتر و بهتر میفهمد». آن بانو گفت: «خداوند در قرآن میفرماید اگر هزاران دینار طلا مهریۀ همسرانتان کردید بر شما واجب است آن را بدهید». عمر گفت: «وای بر تو ای عمر! پیرزنهای داخل خانهها از تو بهتر میفهمند! چهبسا امیری اشتباه کند و بانویی در خانه اشتباه او را اصلاح کند! کل الناس افقه منک حتی العجائز».
