داستانهای دربارهٔ عمر بن خطاب · ۶ داستان
۶ داستان از کتاب «پیام تاریخ» — داستانهای دربارهٔ عمر بن خطاب.
-
داستان ۳۹
لغزش خلیفۀ دوم
عمر، خلیفهٔ دوم، شبی هنگام تجسس از دیوار خانهای بالا میرود و صاحبخانه با استناد به شش آیهٔ قرآن نشان میدهد او خود مرتکب شش خطای شرعی شده است.
-
داستان ۴۰
تو بهتر میفهمی یا خدای مهربان و آفریدگار؟
عمر با تعیین سقفی برای مهریهٔ زنان مخالفت قرآن را میشنود و آشکارا اعتراف میکند که حتی زنان خانهنشین از او آگاهترند.
-
داستان ۲۵۸
اسلامآوردن هرمزان
امام علی با پایبندی به امانی که خلیفهٔ دوم به هرمزان، سردار اسیر ایرانی، داده بود، او را از مرگ میرهاند و کرامتی در پرشدن ظرف آبش، هرمزان را به اسلام رهنمون میکند.
-
داستان ۲۶۸
لولا علی لهلک عمر
امام علی علیهالسلام سخنان بهظاهر متناقض مرد تازهواردی را با استناد به آیات قرآن توجیه میکند و عمر اعتراف میکند اگر علی نبود در این قضاوت هلاک میشد.
-
داستان ۲۶۹
قضاوتی شنیدنی از امام علی علیهالسلام
وقتی امانتدار امانت مشترک دو شریک را به اشتباه فقط به یکی از آنان بازمیگرداند، امام علی با یادآوری شرط اولیه راهحلی مییابد که عمر از حل آن ناتوان بود.
-
داستان ۲۷۵
اقرار خلیفۀ دوم به مقام شامخ اهل بیت علیهمالسلام
وقتی فرزند عمر به برابری حقوقش با امام حسن و امام حسین اعتراض میکند، عمر خود اذعان میکند که نه او و نه پدرش هرگز در مقام با فرزندان رسول خدا برابر نیستند.
