داستان ۲۵۸ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۴۶۳ چاپی

اسلام‌آوردن هرمزان

امام علی با پایبندی به امانی که خلیفهٔ دوم به هرمزان، سردار اسیر ایرانی، داده بود، او را از مرگ می‌رهاند و کرامتی در پرشدن ظرف آبش، هرمزان را به اسلام رهنمون می‌کند.

هرمزان، سردار ایرانی و حاکم اهواز، در جنگ نهاوند و شوشتر، در سال 17 ه.ق. تسلیم سپاه اسلام شد و تقاضای دیدار با خلیفۀ پیامبر را کرد. او را به مدینه آوردند و به خلیفۀ دوم، عمر بن خطاب، معرفی کردند. عمر دستور داد لباس‌های فاخر او را به فقیرترین مردم مدینه بپوشانند و لباس‌های آن مرد فقیر را به هرمزان؛ و دستور قتل او را صادر کرد. هرمزان گفت: «من اسیر شما هستم و به‌شدت تشنه‌ام». مقداری آب در ظرفی چوبین به او دادند. گفت: «می‌ترسم در زمان آب‌خوردن مرا به قتل برسانید. به من امان دهید تا آب را بیاشامم». عمر گفت: «به تو امان دادم. با خیال راحت آب بنوش. تا آب نخورده‌ای تو را نخواهم کشت». هرمزان ظرف آب را به زمین افکند و آب‌ها را روی زمین پاشید. عمر خشمگین شد و گفت: «ما را فریب دادی! هم‌اکنون تو را خواهم کشت».

حضرت علی علیه‌السلام که در آنجا حضور داشت، فرمود: «تو به او امان داده‌ای و پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله هیچ وقت در جنگ‌ها خلاف قول و پیمانش عمل نمی‌کرد. او را به عنوان اسیر و برده بفروش یا از او جزیه بگیر». خلیفه گفت: «هم‌اکنون او بردۀ ماست. او را خریدار هستی؟» حضرت علی علیه‌السلام فرمودند: «من او را می‌خرم و بهایش را به بیت‌المال تقدیم می‌کنم». سپس خطاب به هرمزان فرمود: «از این ساعت تو بردۀ منی. ظرف آب را از روی زمین بردار». هرمزان ظرف آب را برداشت و متوجه شد ظرف مملو از آب تازه است. شگفت‌زده شد و گفت: «این دیانتی که با اسیر جنگی برخلاف پیمان عمل نمی‌کند و پیمان‌شکن نیست و پیشوایش این قدرت را دارد که ظرف خالی را پر از آب کند دین حق است و شایستۀ پیروی. من اسلام را پذیرفتم». وی در حضور اصحاب به دست مولای متقیان علیه‌السلام به دین اسلام مشرف شد و تا پایان زندگی از شیعیان و یاوران ویژۀ آن حضرت بود.

حضرت علی علیه‌السلام می‌فرمایند: «اَلْمُؤْمِنُ اِذَا وَعَدَ وَفَیٰ؛۱ مؤمن اگر وعده‌ای داد عمل می‌کند».

ما در دو جهان غیر علی یار نداریمداریم علی را به کسی کار نداریم

با دشمن او جز سر پیکار نداریمغم از ستم و طعنۀ اغیار نداریم

— شمس تبریزی

الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیر المؤمنین و اولاده المعصومین (صلوات الله علیهم).

منابع

  1. بحار الانوار، ج64، ص311. بازگشت به متن ↑
  2. شمس تبریزی بازگشت به متن ↑