داستانهای دربارهٔ ناصرالدینشاه · ۳ داستان
۳ داستان از کتاب «پیام تاریخ» — داستانهای دربارهٔ ناصرالدینشاه.
-
داستان ۷۷
محمدصادق فخرالاسلام
کشیش جوان مسیحی و محرم اسرار پاپ اعظم، پس از آگاهی از معنای واژهٔ «فارقلیطا» که به پیامبر اسلام اشاره دارد، مسلمان میشود و به مجتهد و مبلغی پرآوازه با لقب «فخرالاسلام» بدل میشود.
-
داستان ۸۱
ناصرالدینشاه و مرد ذغالفروش
ذغالفروشی با پاسخی زیرکانه دربارهٔ دیدن درباریان شاه در جهنم، از خشم شاه میگریزد و جایزه هم میگیرد؛ حکایتی دربارهٔ مراقبت از زبان.
-
داستان ۱۰۳
نامهای به خدا
طلبهای فقیر نامهای با خواستههایش به خدا مینویسد و آن را در سوراخ دیوار مسجد پنهان میکند؛ باد نامه را به کالسکهٔ ناصرالدینشاه میرساند و شاه دستور برآوردهشدن تمام خواستههایش را صادر میکند.
