داستانهای دربارهٔ آیتالله بروجردی · ۴ داستان
۴ داستان از کتاب «پیام تاریخ» — داستانهای دربارهٔ آیتالله بروجردی.
-
داستان ۵۶
هرچه کردم برای خدا کردم!
پس از وفات آیتالله بروجردی، در خواب راز موفقیتش را چنین بیان میکند: «هرچه کردم برای خدا کردم، نه برای شهرت»؛ سخنی که ارزش اخلاص در عمل را میآموزد.
-
داستان ۱۷۴
کرامتی از آیة الله بروجردی
طلبهای که برای ادای بدهیاش هیچ راهی نداشت، بیآنکه به آیتالله بروجردی مراجعه کرده باشد، پیش از رسواشدنش دقیقاً همان مبلغ بدهی را از ایشان دریافت میکند.
-
داستان ۱۸۶
آیتالله بروجردی و جوان خطاکار
آیتالله بروجردی ثروتی را که بازرگانی از سر ناامیدی از فرزندش به او هبه کرده بود، پس از مرگ او به همان فرزند بازمیگرداند، چون اصلاح او را برترین کار خیر میداند.
-
داستان ۲۷۱
تشرف زائر حر بن یزید خدمت حضرت ولی عصر عجلاللهتعالیفرجهالشریف
بانویی که برای زیارت حر بن یزید ریاحی تنها راهی شده بود، هنگام هجوم اشرار به امام حسین علیهالسلام متوسل میشود و سیدی ناشناس، که آیتالله بروجردی او را امام زمان میداند، نجاتش میدهد.
