داستان ۳۵ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۸۱ چاپی

نتیجۀ رسیدگی‌نکردن به بستگان‌ و خویشاوندان

بازرگانی تهرانی که به اعدام محکوم شده بود، به توصیهٔ شیخ رجبعلی خیاط درمی‌یابد ریشهٔ مشکلاتش غفلت از خواهر بی‌سرپرستش بوده؛ با جبران این کوتاهی، گرفتاری‌هایش یکی‌یکی برطرف می‌شود.

شخصیت محترمی از بازرگانان محترم تهران می‌گوید زندگی خوب‌ و آرامی داشتم، ولی پس از مدتی زندگی‌ام دگرگون شد‌ و روزبه‌روز مشکلات پیش‌بینی‌نشده‌ای برایم به وجود می‌آمد که روزگار را بر من‌ و خانواده‌ام تلخ کرده بود. هر روز مشکلاتم بیشتر می‌شد تا اینکه در ماجرایی، بدون دلیل، به اعدام محکوم شدم. این حادثه‌ برایم تحمل‌پذیر نبود. یکی از دوستانم مرا به شیخ رجب‌علی خیاط معرفی کرد که از عارفان‌ و بندگان خاص پروردگار بود و همگان او را شخصیت بانفسی می‌دانستند. خدمت ایشان رفتم و از گرفتاری‌ها گله‌ و شکایت کردم. ایشان فرمودند: «چهار سال است شوهرِ خواهرت مرده است و تو او را فراموش کرده‌ای‌ و احوالی از او نپرسیده‌ای! توقع داری زندگی‌ات خوب باشد؟» به اشتباه خود پی بردم‌ و مستقیم از حضور ایشان به دیدار خواهرم و بچه‌های بی‌سرپرستش رفتم و از تقصیر‌ و کوتاهی‌ام عذر خواستم‌ و گذشته‌ها را جبران کردم. از همان روز مشکلاتم یکی‌یکی برطرف شد و زندگی آرامم را باز یافتم.

خداوند مهربان در سه آیۀ قرآن قاطع رحم را لعنت فرموده است.۱ رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرمایند: «مبغوض‌ترین گناهان نزد خداوند دو چیز است: شرک به خداوند یکتا، و قطع رحم».۲

اللهم وفقنا لما تحب‌ و ترضی.

منابع

  1. معراج السعاده بازگشت به متن ↑
  2. اصول کافی جلد 5 بازگشت به متن ↑