داستان ۹۰ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۱۷۲ چاپی
کرامتی از حضرت امالبنین علیهاالسلام
کودکی که به مننژیت حاد مبتلا و پزشکان از او ناامید شده بودند، پس از توسل پدرش به حضرت امالبنین، بهطور کامل و بدون هیچ آسیبی بهبود مییابد.
حجةالاسلام حاجسید جواد موسوی زنجانی میگوید یکی از فرزندانم ناگهان بهشدت سرگیجه گرفت و حالت تهوع شدیدی پیدا کرد و با وضع وخیمی مواجه شد. علیرغم مراجعه به پزشکان، از هیچ یک از داروهای تجویزی نتیجهای نگرفتیم. نیمهشب او را به بیمارستان منتقل کردیم. پس از آزمایشها پزشک متخصص بیمارستان گفت بیماری فرزندتان مننژیت حاد است و تمام مغزش را عفونت گرفته و از زمان معالجه و درمان هم گذشته است. با تقاضای من و حضور وزیر بهداشت در بیمارستان شورای پزشکی ویژهای تشکیل شد و نتیجه همان بود که آن پزشک متخصص گفته بود.
فرزندم در حال بیهوشی و کما بود. از همه جا ناامید شدیم. شیون و نالۀ مادر و خواهرانش هم بر مصیبت من میافزود. با دلی شکسته و قلبی پریشان به منزل رفتم و دو رکعت نماز خواندم و صد مرتبه صلوات به حضرت امالبنین علیهاالسلام هدیه کردم و خطاب به آن بانوی بزرگوار عرض کردم: «هر فرزند صالحی مطیع دستورهای مادرش است. از شما درخواست میکنم از فرزند بزرگوارتان، حضرت قمر بنیهاشم علیهالسلام، بخواهید شفای فرزندم را از خدا بخواهد. او در درگاه خداوند مقام والایی دارد». در گوشهای نشستم و سر به گریبان و اشکریزان. بعد از ساعتی، نزدیکیهای صبح، از بیمارستان تماس گرفتند که بیمار از حالت کما بیرون آمده و سخن میگوید. با عجله به بیمارستان رفتم و فرزندم را در حالت عادی دیدم، صحیح و سالم؛ گویا هیچ بیماریای نداشته است؛ حال آنکه پزشکان گفته بودند اگر معجزهای اتفاق بیفتد و از این بیماری نجات پیدا کند شنوایی و بیناییاش را از دست خواهد داد، ولی با توسل به حضرت امالبنین علیهاالسلام فرزندم صحیح و سالم به خانه و خانواده برگشت.
الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة محمد و عترته الطاهرین (صلوات الله علیهم).
ای مادر عباس فدای پسرتای همسر خورشید فدای قمرت
ای ام بنین مادر مردان خداعالم به فدای چار نور بصرت
— غلامرضا سازگار
منابع
- غلامرضا سازگار بازگشت به متن ↑
