داستان ۷۸ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۱۵۱ چاپی

لقمۀ حرام و عاقبت بد

عالمی پارسا که سال‌ها منصب‌های حکومتی خلیفهٔ عباسی را رد کرده بود، پس از خوردن غذایی حرام در ضیافتی ترتیبی، سرانجام تسلیم پیشنهادهای حکومتی می‌شود.

شریک بن عبدالله نخعی از علما، فقها‌ و دانشمندان برجستۀ قرن دوم هجری بود. او مردی بود پارسا و پرهیزکار. مهدی، خلیفۀ عباسی، بسیار علاقه‌مند بود منصبی حکومتی به او بدهد و او را از وابستگان به حکومت معرفی کند و از موقعیت مردمی او برای خود عنوانی ملی‌ و مردمی کسب کند. او را طلبید و عنوان «قضاوت بغداد» را پیشنهاد کرد. او نپذیرفت. عنوان «ریاست دارالعلوم خلافتی» را برایش نوشت. باز هم نپذیرفت. هر مقام‌ و عنوان برجستۀ حکومتی که به او پیشنهاد می‌کردند به منظور آلوده‌نشدن به دستگاه حکومت عباسی نمی‌پذیرفت.

خلیفۀ عباسی با مشاورۀ کارگزارانش مهمانی باشکوهی ترتیب داد‌ و از شریک بن عبدالله نخعی هم رسماً دعوت کرد، به طوری که نتواند عذری برای شرکت‌نکردن در آن مهمانی بیاورد. سپس دستور داد بهترین غذاها، به‌خصوص غذایی از مغز گوسفند، در آشپزخانۀ خلافتی برای مهمانان بپزند و با آن غذا از ایشان پذیرایی کنند. این مهمانی آن طور که خلیفه می‌خواست انجام شد. پس از پایان مراسم، مستشار خلیفه گفت: «خیالت راحت باشد! با غذای حرامی که امروز جناب عالم تناول کرد صفای روح و تقوا‌ و پارسایی‌اش خدشه‌دار شد و پیشنهادتان را خواهد پذیرفت».

بالأخره همین اتفاق افتاد. بعد از چند روز، هم مقام قضاوت را متعهد شد و هم عنوان سرپرستی دارالعلوم‌ و معلمی فرزندان خلیفه را پذیرفت و از وابستگان نزدیک خلیفه و مقربان درگاه او شد.

حضرت علی علیه‌السلام می‌فرمایند: «صفای روح انسان از نتایج درآمد حلال تأمین می‌شود».۱‌ امام صادق علیه‌السلام هم می‌فرمایند: «لقمۀ حرام در نسل‌ و اولاد انسان هم اثر خواهد گذاشت».۲

بی روزی حلال دعا نیست مستجاباز لقمۀ حرام شکم را نگاه دار

رحمی به روزنامۀ اعمال خویش کناز کج‌روی زبان و قلم را نگاه دار

— صامت بروجردی

منابع

  1. بحار الانوار ج 103 ص71 بازگشت به متن ↑
  2. اصول کافی بازگشت به متن ↑
  3. صامت بروجردی بازگشت به متن ↑