داستان ۱۵۰ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۲۸۰ چاپی
پروفسور اشک دالن
نوزادی رهاشده در تهران که به فرزندی خانوادهای سوئدی درآمد، با نام «اشک دالن» استاد برجستهٔ ایرانشناسی و ادبیات فارسی در اسکاندیناوی شد.
در سال 1351 شمسی نوزادی را کنار خیابان مولوی تهران رها کرده بودند. آموزگار مدرسه، آن نوزاد بیپناه را دید. او را در آغوش گرفت و نوازش کرد و سپس به پرورشگاه نارمک تحویل داد. این کودک پیوسته گریه میکرد و اشک میریخت. پرستاران نامش را «اشک» گذاشتند. پس از مدتی یک زوج توریست سوئدی او را به فرزندی گرفتند و همراه خود به کشور سوئد بردند. در سوئد او را به عنوان فرزند خود و به نام «اشک دالن» ثبت کردند. وی دوران دبستان و دبیرستان و دانشگاه را در سوئد با موفقیت به پایان رساند و به مقام استادی دانشگاه مفتخر شد. پروفسور اشک دالن در سوئد مؤسسهای به نام مؤسسۀ ایرانشناسی در منطقۀ اسکندیناوی تأسیس کرد. وی میگوید از زمانی که فهمیدم ایرانی هستم تصمیم گرفتم زبان و ادبیات فارسی یاد بگیرم. پس از آشناشدن با اشعار حافظ، مولانا و سعدی به ریشۀ ایرانی خودم افتخار میکنم، اگرچه والدینم را نشناسم. ترجمۀ اشعار مولانا و حافظ، چهار مقالۀ نظامی، و همچنین ترجمۀ اشعار فخرالدین عراقی به زبانهای مختلف بینالمللی از آثار ارزشمند اوست. وی هماکنون از استادان برجستۀ فرهنگ و ادبیات پارسی در کشورهای اسکاندیناوی است.
هرچه خدا خواست همان میشودوآنچه دلت خواست نه آن میشود
— علامه طباطبایی
اگر خدا بخواهد غیرممکن هم میشود ممکن .
منابع
- علامه طباطبایی. بازگشت به متن ↑
