داستان ۱۹۰ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۳۴۹ چاپی

خطر فقر فرهنگی

قاضی‌ای که ریشهٔ اکثر جرایم را در فقر فرهنگی، نه فقر مالی، یافته بود، شغل قضاوت را رها کرد و معلمی برگزید تا اصلاح جامعه را از آموزش کودکان آغاز کند.

یکی از قاضیان برجستۀ دادگستری، بعد از چند سال قضاوت، شغل و عنوان قضاوت را رها کرد و در مدرسه‌ای معلم شد و با اشتیاق تمام شروع به فعالیت کرد. در جلسه‌ای که به احترام آموزگار جدید و شخصیت علمی‌اش تشکیل شده بود، از او پرسیدند: «مقام علمی شما و عنوان قضاوت به‌مراتب از آموزگاری در مدرسه مهم‌تر است و حقوق و مزایای بیشتری دارد. هدفتان از تغییر شغل چیست؟» وی گفت: «من در دوران قضاوتم، وضعیت مجرمان و خلاف‌کاران را بررسی می‌کردم و سوابق و علل جرم و جنایت را می‌کاویدم. متوجه شدم ریشۀ جرم‌ها و جنایت‌ها در نتیجۀ بی‌فرهنگی‌ است. فقر فرهنگی به‌مراتب خطرناک‌تر و جرم‌آفرین‌تر از فقر مالی است. چه‌بسا فقیر مالی که با فرهنگ شایسته‌ای تربیت یافته و کوچک‌ترین انحرافی مرتکب نمی‌شود و زندگی شرافتمندی دارد و چه بسیار ثروتمندانی که درنتیجۀ فقر فرهنگی مرتکب جرم‌ها و جنایت‌های نابخشودنی می‌شوند. تصمیم گرفتم اصلاح را از ریشه و پایه آغاز کنم و با آموزش صحیح و سالم، همنوعانم را تربیت کنم و جرم و جنایت را از ریشه نابود سازم».

معلم چراغی چون آتش استهمه کار او سازش و سوزش است

معلم چراغی است گیتی‌فروزچراغی که هرگز نیفتد ز سوز

— ناشناس

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرمایند: «مقام معلمی بالاترین و برترین مقام‌هاست».۲ حضرت علی علیه‌السلام می‌فرمایند: «قُمْ عَنْ مَجْلِسِكَ لِأَبِيكَ وَ مُعَلِّمِكَ وَ إِنْ كُنْتَ أَمِيراً؛۳ در هر حال و مقامی که هستی به احترام پدر و معلمت قیام کن، اگرچه امیر‌ و فرمانروا باشی». ذات مقدس پروردگار، در قرآن مجید، خود را معلم پیامبرانش معرفی می‌کند: «عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَىٰ * ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَىٰ * وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَىٰ؛۴ بسیار نیرومند به او تعلیم داده است. دارای درایت و توانمندی شگفتی است. پس مسلط و چیره است. در حالی که در افق اعلا بود». اساس صلاح و فساد جامعه در مدرسه پایه‌گذاری می‌شود. هر کشور و مملکتی که بخواهد انسان‌های صالح و انسان به معنای واقعی کلمه داشته باشد باید مدارس و آموزگارانش را اصلاح کند و از شایسته‌ترین افراد برگزیند. در ضمن، مقام والای ایشان را هم تأمین کند تا از جامعۀ سالم و صالحی بهره‌مند شوند.

ای معلم بوی باران می‌دهیدر خزان درس بهاران می‌دهی

ساعتی از عشق می‌گویی سخنساعتی هم درس ایمان می‌دهی

در دلت هرچند داری غصه‌هادرس را با روی خندان می‌دهی

اللهم وفقنا لما تحب و ترضی.

منابع

  1. ناشناس بازگشت به متن ↑
  2. مأخذ در نسخهٔ اصلی مشخص نشده است بازگشت به متن ↑
  3. غررالحکم، ج1، ص136. بازگشت به متن ↑
  4. نجم: 5-7. بازگشت به متن ↑
  5. مأخذ در نسخهٔ اصلی مشخص نشده است بازگشت به متن ↑