نوع منبع: قرآن · ۷۶ داستان
۷۶ داستان از کتاب «پیام تاریخ» — نوع منبع: قرآن.
-
داستان ۱۲۴
مهماننوازی امام رضا علیهالسلام
امام رضا رختخواب ویژهٔ خودش را برای مهمانش بزنطی آماده میکند و یادآوری میفرماید که خوابیدن در بستر امام مقامی نمیآفریند؛ مقام والا فقط از آنِ پرهیزکاران است.
-
داستان ۱۳۳
در قضاوت شتاب نکنیم!
پس از مرگ ثروتمندی که مردم او را بخیل میپنداشتند، معلوم میشود او سالها هزینهٔ گوشت رایگان قصاب محله را پنهانی میپرداخته؛ درسی دربارهٔ پرهیز از قضاوت عجولانه.
-
داستان ۱۴۱
ترک دروغگویی
مردی که نمیتوانست همهٔ عادتهای بدش را ترک کند، به توصیهٔ پیامبر فقط دروغگفتن را کنار میگذارد؛ همین یک تعهد راه همهٔ گناهان دیگرش را نیز میبندد.
-
داستان ۱۴۲
مرمت قبر حضرت حمزه و سالمبودن بدن مطهر ایشان
دو بار در طول تاریخ، قبر حضرت حمزه بهطور تصادفی یا عمدی گشوده شد و بدن مطهرش، پس از سدهها، دستنخورده و تازه یافت شد.
-
داستان ۱۴۶
نتیجۀ بدزبانی
پیامبر اکرم دربارهٔ همسایهای که با وجود روزه و نماز فراوان، همسایگانش را با زبان تندش میآزارد، میفرماید چنین عبادتی سودی ندارد و سرنوشتش جهنم است.
-
داستان ۱۵۳
فضایل حضرت خدیجۀ کبرا علیهاالسلام
نویسنده جایگاه والای حضرت خدیجه را در سخاوت، تجارت گسترده و همراهی با پیامبر برمیشمارد و بر اهمیت همسر شایسته در زندگی، به روایت احادیث امامان، تأکید میکند.
-
داستان ۱۵۴
گناه کبیرۀ ناامیدی از رحمت پروردگار
سرداری که به فرمان خلیفه شصت تن از سادات را بیگناه کشته بود، نزد امام رضا اعتراف میکند که از رحمت خدا ناامید است؛ امام میفرماید این ناامیدی گناهی بزرگتر از آن قتلهاست.
-
داستان ۱۵۵
چهار اشتباه بزرگ پزشک روستا
پزشکی که پیرزنی روستایی را برای اشتباه در مصرف نسخه در حضور جمع مسخره کرده بود، با یادآوری چهار خطای اخلاقی خودش به اشتباهش پی میبرد.
-
داستان ۱۵۶
نقش بسم الله الرحمن الرحیم بر سر درب کاخ فرعون
خداوند به حضرت موسی میفرماید فرعون را به احترام کتیبهٔ «بسم الله الرحمن الرحیم» بر سردر کاخش مهلت داده است؛ با محو شدن آن نوشته بر اثر باران، فرعون هلاک میشود.
-
داستان ۱۵۹
تعمیر تار و پود انسان
جوانی از ایل قشقایی که برای تعمیر تارش به اصفهان رفته بود، با شنیدن جملهٔ پیرمردی دربارهٔ «تعمیر انسان»، مسیر زندگیاش را تغییر داد و به یکی از بزرگترین عالمان زمانش بدل شد.
-
داستان ۱۶۰
نوروز: روز پیروزیها
نویسنده به روایت امام صادق، رویدادهای مهم دینی و تاریخی همزمان با نوروز را برمیشمارد، از روز الست و آفرینش خورشید تا غدیر و انتظار ظهور امام زمان.
-
داستان ۱۶۴
ارزش صدقهدادن
پیامبر اکرم فهرستی از کارهای ساده و روزمره، از راهنمایی رهگذران تا برداشتن مانع از سر راه، را مصداق صدقه معرفی میکند.
-
داستان ۱۶۵
نابینای حقیقی منم!
نیازمندی که از خیریهٔ ویژهٔ نابینایان رد میشود، پاسخ میدهد که خودش تا پیش از این «نابینای حقیقی» بوده که بهجای درگاه خدا، به درِ خانهٔ مردم میرفته است.
-
داستان ۱۶۸
قرائت ماندگار عبدالباسط
انتخاب هوشمندانهٔ آیات توسط قاری مصری عبدالباسط در مجلس ختم مادر ملک فیصل عراق، بهگفتهٔ عارفی، پیشبینی ناخواستهای از سقوط بعدی حکومت پادشاهی عراق بود.
-
داستان ۱۷۵
کرامتی از حضرت عبدالعظیم علیهالسلام
کلیددار حرم حضرت عبدالعظیم که به سبب یک نگاه حرام از مقامش برکنار شده بود، پس از چهل روز توسل به امام رضا، دوباره به لطف حضرت عبدالعظیم کلید حرم را بازمییابد.
-
داستان ۱۷۶
سید محمدباقر میرداماد و دختر فراری شاهعباس
طلبهای جوان که دختر فراری شاهعباس شبی به حجرهاش پناه میبرد، برای غلبه بر وسوسهٔ شهوت انگشتانش را روی شعلهٔ چراغ میسوزاند؛ پاکدامنیاش به ازدواج او با همان دختر میانجامد و به «میرداماد» شهرت مییابد.
-
داستان ۱۷۸
شگفتی بختیشوع از علم ابدان در اسلام
در پاسخ به طبیب مخصوص هارونالرشید که مدعی بود اسلام فاقد علم پزشکی است، عالمی نشان میدهد قرآن اصول کامل تغذیه و بهداشت را در نیمآیه بیان کرده است.
-
داستان ۱۷۹
چهل درخت در دنیا، برابر درختی در بهشت
پیامبر اکرم برای رهاندن همسایهای فقیر از آزار صاحب درخت خرمای بخیل، وعدهٔ درختی در بهشت میدهد؛ صحابیای این درخت را با چهل نخل دیگر میخرد و به همسایهٔ فقیر میبخشد.
-
داستان ۱۸۰
چیستی معروف و منکر
امام صادق به اسحاق بن عمار که دوستی ضعیفالحال را از رفتن به حج منع کرده بود، میفرماید معیار معروف و منکر تشخیص شخصی نیست، بلکه فرمان اهل بیت است.
-
داستان ۱۸۳
لقمۀ حرام، مانع استجابت دعا
خداوند به حضرت موسی میفرماید دعای عابدی که لقمهٔ حرام خورده هرگز مستجاب نخواهد شد؛ روایات نیز نشان میدهند مال حرام تمام عبادات، از حج تا روزه، را باطل میکند.
-
داستان ۱۸۴
سگ وفادار بهْ از دوست خائن
سگ نگهبان خانهٔ مردی، شاهد خیانت دوست نزدیک او با همسرش، هر دو خیانتکار را میکشد؛ داستانی دربارهٔ وفای حیوان در برابر خیانت انسان.
-
داستان ۱۸۹
محبت شوقانگیز معلم
دانشآموزی که سالها با تحقیر معلمی بداخلاق «تنبل» خوانده میشد، با یک جملهٔ تشویقی از معلمی جدید متحول میشود و به شاگرد ممتاز و استادی دانشگاهی بدل میگردد.
-
داستان ۱۹۰
خطر فقر فرهنگی
قاضیای که ریشهٔ اکثر جرایم را در فقر فرهنگی، نه فقر مالی، یافته بود، شغل قضاوت را رها کرد و معلمی برگزید تا اصلاح جامعه را از آموزش کودکان آغاز کند.
-
داستان ۱۹۱
از هر دست بدهی، از همان دست خواهی گرفت!
مغازهداری که کشاورزی را به کمفروشی متهم کرده بود، درمییابد که کرههای کموزن، نتیجهٔ استفاده از بستهٔ شکر ناقص خودش بهعنوان وزنه بوده است.
-
داستان ۱۹۲
عشقورزی مرد روستایی به همسر بیمارش
مرد روستایی برای آنکه همسر بیمارش نگران هزینهٔ عمل جراحی و آیندهٔ خانواده نشود، هر شب وانمود میکند با فرزندانشان تلفنی صحبت میکند، در حالی که گاو و گوسفندهایشان را از پیش فروخته بود.
