داستان ۱۴۱ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۲۶۴ چاپی

ترک دروغ‌گویی

مردی که نمی‌توانست همهٔ عادت‌های بدش را ترک کند، به توصیهٔ پیامبر فقط دروغ‌گفتن را کنار می‌گذارد؛ همین یک تعهد راه همهٔ گناهان دیگرش را نیز می‌بندد.

شخصی خدمت رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله شرف‌یاب شد و عرض کرد: «من علاقه‌مندم به شما‌ و دینتان ایمان بیاورم، ولی عادت‌هایی دارم که در دیانت شما ممنوع است: شرب خمر، دزدی، اعمال منافی عفت،‌ و دروغ‌گفتن. نمی‌توانم این‌ رفتار‌ها را تر‌ک کنم. حاضرم یکی از این‌ها را ترک کنم. آیا ممکن است با ترک یک عادت به شما ایمان بیاورم؟» پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند: «دروغ نگو». آن مرد دست پیامبر را بوسید. شهادتین گفت و رفت.

شب راهی میکده شد. در بین راه با خود فکر کرد که اگر مردم مرا به حال مستی و آلودگی به شراب ببینند و به حاکم گزارش دهند حاکم مرا در حضور مردم تازیانه خواهد زد. اگر منکر شوم، دروغ گفته‌ام. از این‌رو آن شب و شب‌های دیگر از نوشیدن شراب منصرف شد. همچنین، دید اگر بخواهد سایر رفتارها‌ و کردارهایش، مانند دزدی‌کردن و اعمال ناشایستهٔ دیگر را انجام دهد مجبور می‌شود در پی آن‌ها دروغ بگوید. درنتیجه، از تمام کارهایش پاک‌ و پاکیزه شد. خدمت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله شرف‌یاب شد‌ و عرض کرد: «چه آموزش خوبی به من دادید! با ممنوع‌کردن دروغ، راه همۀ گناهان را به روی من بستید. خدا بهتر می‌داند مقام پیامبری‌اش را به چه شخصیت والامقامی عنایت کند».

صدق الله العلی العظیم و صدق رسوله النبی الکریم. قرآن مجید می‌فرماید: «إِنَّمَا يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ؛۱ فقط کسانی [به خدا و پیامبر] دروغ می‌بندند که به آیات خدا ایمان ندارند». انسان مؤمن دروغ نمی‌گوید.

گر راست سخن گویی و در بند بمانیبهْ زانکه دروغت دهد از بند رهایی

— سعدی۲

اللهم وفقنا لما تحب‌ و ترضی.

منابع

  1. نحل: 105. بازگشت به متن ↑
  2. گلستان سعدی، باب هشتم، حکت 84. بازگشت به متن ↑