داستان ۱۶۵ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۳۱۰ چاپی

نابینای حقیقی منم!

نیازمندی که از خیریهٔ ویژهٔ نابینایان رد می‌شود، پاسخ می‌دهد که خودش تا پیش از این «نابینای حقیقی» بوده که به‌جای درگاه خدا، به درِ خانهٔ مردم می‌رفته است.

شخص نیازمندی به درب خانۀ ثروتمندی خیّر‌ و نیکوکار رفت و گفت: «من اطلاع یافته‌ام که شما خیریه‌ای برای نیازمندان تأسیس کرده‌اید. من هم نیازمندم و تقاضای کمک دارم. در صورت امکان محبتی بفرمایید». مرد ثروتمند گفت: «خیریۀ ما مخصوص نابینایان است و شما بینا هستید و واجد شرایط نیستید. متأسفم». شخص نیازمند لحظه‌ای سکوت کرد و گفت: «نابینای حقیقی و واقعی منم! نابینا بودم و به درب خانۀ ثروتمندی نرفتم که عطا‌ و مهربانی‌اش فراگیر است و بدون قید و شرط به تمام بندگانش عطا می‌کند! هر لحظه‌ و هر ساعت، در هر مکان و هر زمان، به پیر‌ و جوان، به کافر‌ و مسلمان، به همه نظر دارد‌ و همگان از نعمت‌ها‌ و عطاهایش بهره‌مند می‌شوند. سپاس‌گزارم که مرا بینا فرمودید! نابینا آمدم و بینا برگشتم!»

دست حاجت که بری پیش خداوندی برکه کریم است و رحیم است و غفور است و ودود

کرمش نامتناهی نعمش بی‌پایانهیچ خواهنده از این در نرود بی‌مقصود

— سعدی۱

قرآن کریم می‌فرماید: «وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً؛۲ و کسی که بر خدا توکل کند، خدا برایش کافی است [و] خدا فرمان و خواسته‌اش را [به هر کس بخواهد] می‌رساند؛ یقیناً برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده است».

صدق الله العلی العظیم.

منابع

  1. سعدی بازگشت به متن ↑
  2. طلاق: 3. بازگشت به متن ↑