نوع منبع: شعر · ۱۱۰ داستان
۱۱۰ داستان از کتاب «پیام تاریخ» — نوع منبع: شعر.
-
داستان ۲۱۲
کارگزار حکیم
کارگزاری که مأمور بخشیدن صدقه به زاهدان شهر بود، با ندیدن هیچ زاهد واقعیای که سکه بپذیرد، تمام پول را دستنخورده به سلطان بازمیگرداند.
-
داستان ۲۱۳
سبب ترس انسانها از مرگ
امام جواد در پاسخ به علت ترس مردم از مرگ میفرماید این ترس از جهل به حقیقت مرگ ناشی میشود، همانگونه که کودک از داروی نجاتبخش میترسد.
-
داستان ۲۱۹
محبت: راز نبوت حضرت موسی علیهالسلام
خداوند به حضرت موسی میفرماید مهربانیاش با بزغالهای گمشده، دلیل انتخاب او برای نبوت بود؛ رحمت و محبت، معیار اصلی شایستگی نزد خداست.
-
داستان ۲۲۳
تجارت بابرکت
پیامبر اکرم به بازرگانی سه اصل برای تجارت پربرکت میآموزد: پذیرفتن پسگرفتن کالا، مهلتدادن به بدهکار سالم، و کوشا بودن در گرفتن حق خود بدون زیادهروی.
-
داستان ۲۲۵
ایستادگی عطیه در برابر حجاج بن یوسف ثقفی
عطیه، فقیه و شیعهٔ کوفی، بهجای دشنام به امام علی در برابر حجاج، حدیثی از پیامبر در فضیلت امام علی میخواند و با شهادتش، ثبات در عقیده را به یادگار میگذارد.
-
داستان ۲۲۷
تسبیحات اربعه در فرمایش حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله
پیامبر اکرم و امامان معصوم اذکار و دعاهای کوتاهی برای پس از نماز صبح و هنگام خروج از منزل توصیه میکنند که با آنها انسان از بلایای ناگهانی در امان میماند.
-
داستان ۲۳۰
آیا حق نمک را ادا کردهاید؟
علامه مجلسی به مردی که به مرامداری اهل لاتی میبالید، یادآوری میکند که او شصت سال نمک خدا را خورده بیآنکه حق آن را ادا کند؛ این سخن مرد را به توبه وامیدارد.
-
داستان ۲۳۸
راز رنگ سرخ در چین
امپراتوری چینی که شنواییاش ضعیف شده بود، به دادخواهان دستور داد لباس سرخ بپوشند تا از دور شناخته شوند؛ این سنت ریشهٔ محبوبیت رنگ سرخ نزد چینیان شد.
-
داستان ۲۳۹
مراقبت از پدر
جوانی که برای زیارت مسجد سهله پدر پیرش را تنها میگذاشت، از زبان سوارکاری ناشناس سفارش میشنود که مراقبت از پدر را بر آن زیارت مقدم بدارد.
-
داستان ۲۴۰
نشانهای از دوزخیان
طاووس یمانی با استناد به سخن امام علی دربارهٔ نشانهٔ دوزخیان، از تعظیم در برابر خلیفهٔ اموی خودداری میکند.
-
داستان ۲۴۱
سرقت در لباسِ گرانفروشی
یونس بن عبید وقتی میفهمد برادرزادهاش لباسی را دوبرابر قیمت واقعی فروخته، مبلغ اضافی را به خریدار برمیگرداند و گرانفروشی را نوعی سرقت میداند.
-
داستان ۲۴۲
عاقبت لقمۀ حلال
جوانی که پس از خوردن سیبی از رودخانه برای کسب رضایت صاحبش تا نجف سفر کرد و به ازدواجی نامتعارف تن داد، پدر مقدس اردبیلی، عالم بزرگ شیعه، از آب درآمد.
-
داستان ۲۴۴
محبت و گذشت، نشانۀ بزرگواری
واعظی که سالها علیه آخوند خراسانی سخنرانی کرده بود، در تنگدستی ناچار به مراجعه نزد او میشود؛ آخوند نهتنها کینهای به دل نمیگیرد، بلکه با پول نقد گرهٔ مشکلش را میگشاید.
-
داستان ۲۴۶
بنویس به حساب علی بن ابیطالب علیهالسلام
مغازهداری که همیشه بدهی سادات نیازمند را «به حساب امام علی» میبخشید، در دوران تنگدستی خودش، در خواب کیسهای طلا از امام علی دریافت میکند.
-
داستان ۲۵۰
پاسداری از امانت
پیامبر اکرم گوسفندانی را که چوپانی یهودی میخواست بدون اجازهٔ صاحبش به سپاه اسلام ببخشد، نمیپذیرد و تأکید میکند خیانت در امانت حتی در حق دشمن هم روا نیست.
-
داستان ۲۵۱
یعقوب لیث صفار و افسر خیانتکار
یعقوب لیث صفار شخصاً و ناشناس، شبانه به دادخواهی مردی مظلوم میرسد و مجرم را، حتی با احتمال آنکه فرزند خودش باشد، به کیفر میرساند.
-
داستان ۲۵۲
هنر استاد محمود فرشچیان
استاد فرشچیان، نقاش نامدار ایرانی و طراح ضریح امام حسین و امام رضا، تابلوی گرانقیمت «عصر عاشورا» را بهجای فروش به موزههای جهانی، به موزهٔ آستان قدس رضوی اهدا کرد.
-
داستان ۲۵۹
ماهیگیر پیر و همنشین خردمند
ماهیگیری پیر با پاسخهای هوشمندانه، از پس دام همسر خسیس خسرو پرویز برای پسگرفتن پاداشش برمیآید و پادشاه را بیش از پیش خشنود میکند.
-
داستان ۲۶۰
دروغ: گناه کبیره
نمایندهٔ سلطانحسین بایقرا که دروغ گفته بود کتابی خاص همراهش بوده، وقتی کتاب اشتباهی از آب درمیآید در برابر میزبان رسوا و شرمنده میشود.
-
داستان ۲۶۲
خدمت به خلق حتی در هنگام طواف
امام حسن مجتبی طواف مستحبیاش را برای کمک به مردی بدهکار رها میکند و توضیح میدهد که برآوردن حاجت مؤمنان از سالها عبادت مستحبی ارزشمندتر است.
-
داستان ۲۶۴
دعاگوی حجاج بن یوسف ثقفی
حجاج بن یوسف از مرد عابد و مستجابالدعوهای میخواهد برایش دعای خیر کند؛ آن مرد دعا میکند خدایا جانش را بستان، زیرا مرگ ستمگر بهترین خیر برای او و مسلمانان است.
-
داستان ۲۶۷
کرامتی از امام حسن عسکری علیهالسلام
امام حسن عسکری علیهالسلام بدون آنکه کسی سخنی بگوید نیازش را برطرف میکند و در آزمونی از سوی مردی سنیمذهب، تمام اسرار خانوادگی او را در نامهای سفید بازمیگوید.
-
داستان ۲۷۲
سلام پینهدوز بر امام حسین وتشرف خدمت حضرت ولی عصر عحل الله تعالی فرحه الشریف علیهالسلام
کفاش باصفایی که هر روز بر امام حسین سلام و گریه میکرد، در شبی برفی و بیرزق، بقچهای نان و حلوای معطر و پایانناپذیر از سوی امام زمان دریافت میکند.
-
داستان ۲۷۴
نبش قبر جابر بن عبدالله انصاری و حذیفه یمان
به دلیل فرسایش قبرها در کنار دجله، پیکرهای حذیفهٔ یمان و جابر بن عبدالله انصاری با اجازهٔ آیتالله اصفهانی نبش میشود و پس از هزار و سیصد سال، سالم و بدون فرسودگی یافت میشوند.
-
داستان ۲۷۹
زنجیرۀ فساد
درخواست سادهای برای خرید سیب برای حاکمی مصری، در مسیر رفتوبرگشت میان دربار، به زنجیرهای از رشوه و کسر سهم تبدیل میشود که در پایان به افزایش مالیات بر رعیت میانجامد.
