داستان ۲۶۲ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۴۷۱ چاپی
خدمت به خلق حتی در هنگام طواف
امام حسن مجتبی طواف مستحبیاش را برای کمک به مردی بدهکار رها میکند و توضیح میدهد که برآوردن حاجت مؤمنان از سالها عبادت مستحبی ارزشمندتر است.
امام حسن مجتبی علیهالسلام با یکی از اصحاب ویژهاش به مسجدالحرام رفت و مشغول عبادت و طواف خانۀ خدا بودند. مردی نزد حضرت آمد و عرض کرد: «ای فرزند رسول خدا! یکی از همکارانم از من مقداری پول طلب دارد و چون نمیتوانم در حال حاضر پولش را بدهم تصمیم گرفته است مرا به زندان بیندازد». حضرت فرمودند: «متأسفانه اکنون پولی ندارم که به تو بدهم، اگرچه دوست دارم برایت کاری انجام دهم». آن مرد عرض کرد: «اگر شما وساطت بفرمایید و سفارشم را به او بکنید ممکن است به من مهلتی بدهد و مرا زندانی نکند». امام تقاضایش را پذیرفتند. کفشهایشان را پوشیدند تا به همراه آن مرد بروند. یکی از اصحاب، که در همراهی آن حضرت بود، عرض کرد: «ای پسر پیغمبر خدا! مگر فراموش کردهاید که در حال طواف هستید و نباید از مسجد بیرون بروید؟» امام فرمودند: «فراموش نکردهام، ولی از پدرم امیر مؤمنان شنیدم که جدم رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرمود کسی که در برآوردن حاجت برادر مسلمانش بکوشد چنان است که خدا را نُه هزار سال عبادت (مستحبی) کرده باشد؛ عبادتی که در آن، روز را به روزه، و شب را به شبزندهداری و نماز به سر برده باشد. برآوردن حاجتهای مردم و برطرفکردن مشکلات ایشان از سالها عبادت مستحبی ارزشمندتر است».
گفتم میان عالم و عابد چه فرق بود؟تا اختیار کردی از آن، این طریق را؟
گفت: آن گلیم خویش به در میبرد ز موجوین جهد میکند که بگیرد غریق را
— سعدی۱
منابع
- گلستان سعدی، باب دوم، در اخلاق درویشان، حکایت 38. بازگشت به متن ↑
