نوع منبع: شعر · ۱۱۰ داستان
۱۱۰ داستان از کتاب «پیام تاریخ» — نوع منبع: شعر.
-
دیباچه
دیباچه
نویسنده در دیباچه با ستایش خداوند یکتا و تأمل در جایگاه انسان در آفرینش، اصول ثابت اخلاقی را در سخنان پیامبران الاهی از آدم تا خاتم و حکیمانی چون لقمان و زرتشت پی میگیرد و کتاب را مجموعهای از ۳۱۳ داستان اخلاقی معرفی میکند که یکسوم آن به کرامات و رفتار پیامبر و اهل بیت علیهمالسلام اختصاص دارد.
-
داستان ۱
مشکلگشایی «بسم الله الرحمن الرحیم»
قیصر روم که پزشکان از درمان سردردش عاجز بودند، نامهای به حضرت علی علیهالسلام نوشت. کلاهی که آن حضرت فرستادند و آیۀ «بسم الله الرحمن الرحیم» در آن نوشته شده بود، شفایش داد و به پذیرش اسلام انجامید.
-
داستان ۲
راه و رسم امر به معروف و نهی از منکر
حضرت ابراهیم علیهالسلام مهمانی مشرک را که «بسم الله» نگفته بود از خانه بیرون کرد، اما وحی الهی به او آموخت که خداوند هفتاد سال آن مهمان را بدون پرسش از ایمانش روزی داده است؛ حضرت ابراهیم از او پوزش خواست و مهمان به توحید ایمان آورد.
-
داستان ۳
به روی خاک میجویند ایام جوانی را
گفتوگوی طنازانۀ شاعری جوان با پیرمردی دربارۀ گذر جوانی، زمینهای میشود برای یادآوری سفارش پیامبر اکرم به غنیمتشمردن جوانی و فرصتها، و نقل وصیتنامۀ اخلاقی امام محمد باقر علیهالسلام به پیروانش.
-
داستان ۵
قاتل را آزاد کن!
فرماندهای در خواب میبیند رسول اکرم دستور آزادی قاتلی را میدهد؛ قاتل بازمیگوید که برای دفاع از دختری از نسل پیامبر که مورد آزار قرار گرفته بود مرتکب قتل شده است، و در پی آن بخشش و توبه رقم میخورد.
-
داستان ۱۰
اهمیت ولایت حضرت علی علیهالسلام در مقایسه با اعتقاد به توحید در تاریخ ادیان
توحیدی پذیرفتنی و رستگارکننده است که از طریق سخنان امام علی، خطبۀ فدکیۀ حضرت فاطمه زهرا، و ادعیۀ امامان معصوم دریافت شده باشد، نه اعتقاداتی ساختگی و بیبنیان که از دیگران گرفته شده است.
-
داستان ۱۲
چرخۀ کردار در نظم جهان
حاکمی برای پانصد تومان از آزادکردن فرزند بیمار زندانیای خودداری میکند و فرزندش را از دست میدهد؛ سال بعد فرزند خودش نیز به همان بیماری میمیرد، و وزیرش یادآوری میکند که نظم جهان را حتی حاکم هستی به پانصد گوسفند نمیفروشد.
-
داستان ۱۶
معجزۀ احترام به مادر
جوانی روستایی مادر پیرش را بهجای الاغ بر دوش میکشد تا او را همراه پدر به زیارت امام حسین ببرد؛ در پاداش این نیکی، امام حسین در حرم مطهر به او لبخند میزند.
-
داستان ۲۴
حضرت موسی علیهالسلام و مرد سخنچین
در قحطی زمان حضرت موسی، خداوند فاش میکند سخنچینی در میان بنیاسرائیل مانع اجابت دعاست، اما خود از افشای هویت او خودداری میکند؛ آن مرد در خفا توبه میکند و باران رحمت فرومیبارد.
-
داستان ۲۶
حضرت علی علیهالسلام و پیرمرد مستمند
پیرمردی گرسنه که از سفرهٔ سادهٔ امام علی سیر نشده بود، به مهمانخانهٔ مجهز امام حسن هدایت میشود و درمییابد بنیانگذار آن سفرهٔ پرنعمت، همان امام علی است که خود به نان و نمک قناعت میکند.
-
داستان ۲۷
امام حسن مجتبی علیهالسلام و کارگر نافرمان
نگهبان باغ امام حسن مجتبی، بیآنکه او را بشناسد، از ورودش جلوگیری میکند؛ وقتی بزرگواری و صبر امام را میبیند و پشیمان میشود، امام همان نخلستان را به او میبخشد.
-
داستان ۳۰
شفابخشی حضرت رقیه علیهاالسلام به دختر سفیر فرانسه
مادری فرانسوی که دخترش به بیماری صعبالعلاج تومور مغزی مبتلاست، از سر ناامیدی به حرم حضرت رقیه در دمشق پناه میبرد؛ همان شب دخترش بهطور معجزهآسا شفا مییابد.
-
داستان ۳۶
گاندی و لنگهکفش
وقتی یک لنگهکفش گاندی روی ریل قطار میافتد، او لنگهٔ دیگر را هم به همانجا پرت میکند تا هر کس آن را بیابد جفت کاملی داشته باشد؛ نمونهای ساده از توجه به دیگران.
-
داستان ۳۷
نتیجۀ خوشزبانی و بَدزبانی
دو تعبیرگر خواب یک رؤیای هارونالرشید را به دو زبان متفاوت بیان میکنند؛ یکی به اعدام و دیگری به پاداش میانجامد، هرچند محتوای هر دو تعبیر یکسان بود.
-
داستان ۴۱
یاری از یاران جنگ صفین در قاهره
شخصی که مورد حملهٔ مسلحانه قرار گرفته، در حال بیهوشی، توسط سواری ناشناس که خود را «محمد بن الحسن المهدی» معرفی میکند شفا و یاری مییابد؛ زخم او را با یادگاری از جنگ صفین توجیه میکنند، هرچند هفتصد سال از آن جنگ گذشته است.
-
داستان ۴۲
دزدی که عاقبت به خیر شد!
دزدی که روزها در جامهٔ صالحان و شبها در پی سرقت بود، در آستانهٔ ورود به خانهٔ زنی جوان توبه میکند؛ فردای آن روز، همان زن برای انتخاب همسر نزد پیامبر میآید و پیامبر همان مرد توبهکار را برایش برمیگزیند.
-
داستان ۴۹
نقطۀ آغاز تغییر
خردمندی در وصیتی مینویسد که آرزوی اصلاح جهان، کشور، شهر و خانوادهاش را داشت، اما در پایان عمر دریافت که تغییر باید از خودش آغاز میشد.
-
داستان ۵۰
قدر هر کس به قدر همت اوست!
حاکم نیشابور کشاورزی را که سالها پیش همکارش بود احضار میکند تا نشان دهد خواستهٔ کوچک او در برابر همت بلند خودش چه تفاوتی داشت؛ هر دو خواسته از خدا برآورده شده بود.
-
داستان ۵۱
انسان زیبا
استادی با پرسش «انسان زیبا چیست؟» و آزمایش دو لیوان زیبا و ساده، به دانشجویانش میآموزد که ارزش انسان به باطن اوست نه ظاهرش.
-
داستان ۵۶
هرچه کردم برای خدا کردم!
پس از وفات آیتالله بروجردی، در خواب راز موفقیتش را چنین بیان میکند: «هرچه کردم برای خدا کردم، نه برای شهرت»؛ سخنی که ارزش اخلاص در عمل را میآموزد.
-
داستان ۶۲
گناه کبیرۀ سخنچینی
حکیمی در پاسخ به کسی که سخنان بد دیگران را برایش بازگو میکند، میگوید سخنچین بیش از دشمن آزار میرساند؛ آیات و روایات نیز سخنچینی را از بزرگترین گناهان میشمارند.
-
داستان ۶۵
قداست کمککردن
امام صادق به مردی که همسفرش را برای عبادت مداوم میستود، میفرماید کسانی که کارهای او را انجام میدادند از او برترند، زیرا دستی که کمک میکند مقدستر از دستی است که فقط برای دعا بالا میرود.
-
داستان ۶۷
تو به اصلاح اخلاق خودت محتاجتری!
ابنسینای جوان از سر غرور علمی دانشمندی را با معمایی ریاضی میآزماید؛ استاد پاسخ میدهد که او به اصلاح اخلاقش نیازمندتر است تا استاد به حل آن معما.
-
داستان ۶۹
هرگز دعا نمیکنم!
امام صادق از دعاکردن برای مردی تنگدست که خانهنشین مانده و در پی کسب روزی نیست خودداری میکند، چرا که رزق الهی در گرو تلاش انسان است.
-
داستان ۷۰
تو خوبی میکن و در دجله انداز
جوانی که در دجله در حال غرقشدن بود، هفت روز با نانهایی که مرد نیکوکاری ناشناس هرروزه به رودخانه میانداخت زنده میماند؛ داستانی دربارهٔ بازگشت نیکیهای پنهان.
