داستان ۶۲ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۱۲۰ چاپی
گناه کبیرۀ سخنچینی
حکیمی در پاسخ به کسی که سخنان بد دیگران را برایش بازگو میکند، میگوید سخنچین بیش از دشمن آزار میرساند؛ آیات و روایات نیز سخنچینی را از بزرگترین گناهان میشمارند.
مرد سخنچینی نزد حکیم و عالمی برجسته رفت و گفت: «خبر داری فلان دوستت، که شما را خوب میشناسد و از مقام والای علمی شما نیز آگاه است، چه نسبتهای زشتی به شما میدهد و با چه سخنان ناروایی از شما بد میگوید؟» مرد حکیم با تبسم فرمود: «او تیری به سویم انداخت که به من نرسید. تو چرا آن تیر را برداشتی و در قلبم فرو کردی؟ سخنان تو بیشتر آزارم داد تا رفتار او!»
قرآن مجید میفرماید: «وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ؛۱ وای بر هر سخنچین هرزهگو».
میان دو کس جنگ چون آتش استسخنچین بدبخت هیزمکش است
کنند این و آن خوش دگرباره دلوی اندر میان کوربخت و خجل
— سعدی۲
امام صادق علیهالسلام میفرمایند: «از بزرگترین جادوهای خطرناک، خطر سخنچینی است، زیرا با سخنچینی میان دو دوست جدایی میافتد و یاران همدل از هم جدا میشوند».۳ به واسطۀ سخنچینی چه خونهایی ریخته میشود، چه خانههایی ویران میگردد، چه خانوادههایی از هم جدا میشود، چه پردههایی دریده میشود، و چه آبروهایی از بین میرود! سخنچین از بدترین کسانی است که روی زمین پا میگذارد.
منابع
- همزه: 1. بازگشت به متن ↑
- گلستان سعدی، باب هشتم، حکمت 12. بازگشت به متن ↑
- بحار الانوارج 63 ص21 بازگشت به متن ↑
