داستان ۳۷ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۸۳ چاپی
نتیجۀ خوشزبانی و بَدزبانی
دو تعبیرگر خواب یک رؤیای هارونالرشید را به دو زبان متفاوت بیان میکنند؛ یکی به اعدام و دیگری به پاداش میانجامد، هرچند محتوای هر دو تعبیر یکسان بود.
هارونالرشید خواب دید تمام دندانهایش ریخته است. خوابگزارَش را احضار کرد تا خوابش را تعبیر کند. خوابگزار گفت: «دندان در خواب به معنای اقوام و بستگان است. تعبیر خوابتان این است که تمام بستگان و خویشاوندانتان قبل از شما خواهند مرد و شما به فراقشان گرفتار خواهید شد». هارون بهشدت ناراحت شد و دستور داد این خوابگزار را به سبب تعبیر خوابی که کرده است اعدام کنند. وی تعبیرکنندۀ دیگری طلبید. هیچ کس حاضر نشد این خواب را تعبیر کند، چون تعبیر خوابش همین بود و اعدام خوابگزار را به دنبال داشت.
تعبیرکنندۀ دیگری آمد و گفت: «من خواب او را تعبیر میکنم». اطرافیان گفتند: «اگر خلیفه ناراحت شود تو را خواهد کشت!» گفت: «مانعی ندارد!» او را نزد هارون بردند. هارون خوابش را برای او تعریف کرد. معبر گفت: «چه خواب خوبی! و چه خبر خوشی برای خلیفه! این خواب تعبیرش این است که عمرتان از عمر همۀ اقوام و فامیل و بستگانتان طولانیتر است. عمر طولانی و باعزتی برایت آرزو میکنم!» هارون گفت: «آفرین و صد آفرین بر تو!» و دستور داد دهانش را از جواهرات پر کنند.
این است نتیجۀ خوشزبانی و خوشاخلاقی. محتوای هر دو تعبیر یکی بود، اما به دو عبارت. در مثلهای قدیمی آمده است: «زبان خوش مار را از لانهاش بیرون میآورد!»؛ «بفرما و بتمرگ و بنشین هر سه یک معنا دارد، اما یکی خوشحالکننده است، دیگری نفرتآفرین و سومی ملایم». چه خوب است همیشه خوشزبان و خوشگفتار باشیم تا محبت در دلها افزون شود. خداوند یکتا در قرآن مجید به پیامبرانش دستور داده است با زبان نرم با مردم سخن بگویند. به حضرت موسی علیهالسلام و برادرش سفارش میکند در مواجهه با فرعون: «فَقُولَا لَهُ قَوْلاً لَيِّناً؛ پس با گفتاری نرم به او بگویید».۱ به پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله هم میفرماید: «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظّاً غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ؛۲ [ای پیامبر!] پس به مهر و رحمتی از سوی خدا با آنان نرمخوی شدی، و اگر درشتخوی و سختدل بودی از پیرامونت پراکنده میشدند». هر انسانی را با زبانش میتوان سنجید. زبان نمایانگر اخلاق انسان است.
تا مرد سخن نگفته باشدعیب و هنرش نهفته باشد
— سعدی۳
منابع
- طه: 44. بازگشت به متن ↑
- آل عمران: 159. بازگشت به متن ↑
- گلستان سعدی، باب اول، در سیرت پادشاهان، حکایت شمارۀ 3. بازگشت به متن ↑
