داستانهای اعتقادی · ۱۲۶ داستان
۱۲۶ داستان از کتاب «پیام تاریخ» — داستانهای اعتقادی.
-
داستان ۲۳۲
اسلام در هندوستان
نویسنده گسترش اسلام در هند و شکوه عزاداری امام حسین در میان مسلمانان و حتی هندوهای این کشور را برمیشمارد، همراه با تحسین گاندی از شهادت امام حسین برای آزادی.
-
داستان ۲۳۳
عزاداری علامه طباطبایی برای امام حسین علیهالسلام
علامه طباطبایی هر سال در پایینترین جایگاه مجلس روضهٔ امام حسین مینشست و میفرمود مجلس امام حسین نور است و نور بالا و پایین ندارد.
-
داستان ۲۳۴
مخالفت وهابیان و کرامت ارباب عزاداران
خانوادهای شیعی که اموالشان به دستور حاکمی وهابی مصادره شده بود، برای برگزاری عزای امام حسین حاضر میشوند فرزندشان را بفروشند؛ خریدار ناشناس اموالشان را با کیسهای طلا بازمیگرداند.
-
داستان ۲۳۵
مقام حضرت علی اکبر علیهالسلام
نویسنده در وصفی ادبی، شباهت حضرت علی اکبر به پیامبر اکرم و رابطهٔ سرشار از ادب و محبتش با پدرش امام حسین در واقعهٔ عاشورا را میستاید.
-
داستان ۲۳۶
کشیش بیایمان و کابارهساز مؤمن!
پس از آنکه صاعقه کابارهای کنار کلیسایی در آمریکا را ویران میکند، دادگاه با بررسی شواهد به این نتیجه میرسد که کشیش کلیسا خود به قدرت دعایی که میخواند ایمان ندارد، برخلاف کابارهساز.
-
داستان ۲۳۷
آیتالله حکیم و روضۀ حضرت اباعبدالله علیهالسلام
آیتالله حکیم در اعتراض به سخن خطیبی که گریه بر امام حسین را بیفایده خوانده بود، تأکید میکند که اشک بر امام حسین حتی برای کافر هم در دنیا و آخرت سودمند است.
-
داستان ۲۴۰
نشانهای از دوزخیان
طاووس یمانی با استناد به سخن امام علی دربارهٔ نشانهٔ دوزخیان، از تعظیم در برابر خلیفهٔ اموی خودداری میکند.
-
داستان ۲۴۷
صحت و سقم معجزات و کرامات مأثوره از پیامبران و امامان معصوم علیهمالسلام
نویسنده با استناد به آرای آیتالله خویی و علامه طباطبایی، جایگاه معجزه را بهعنوان ابزار اثبات حقانیت پیامبران و امامان در برابر دشمنان و مدعیان دروغین تبیین میکند.
-
داستان ۲۴۹
معامله با خدا
امام صادق به کاروانیان نگران از دزدان راه، توصیه میکند اموالشان را نزد خدا به امانت (صدقه) بگذارند؛ دزدان با دیدن رؤیایی از پیامبر، بهجای غارت، نگهبان کاروان میشوند.
-
داستان ۲۵۴
زیارت اربعین
نویسنده تاریخ زیارت اربعین از عصر جابر بن عبدالله انصاری تا امروز، همراه با تخریبهای مکرر حرم امام حسین به دست خلفای عباسی، وهابیان و حکومت بعث و رونق دوبارهٔ آن را روایت میکند.
-
داستان ۲۵۵
استوارترین دستگیرۀ نجات
آیتالله میلانی با روضهخوانی برای جوانان و پاککردن اشکهایشان با کفن خود، توسل و گریه بر امام حسین را استوارترین دستاویز نجات میداند.
-
داستان ۲۵۷
بیاحترامی به مادر
عابدی که مادرش را هنگام عبادت نادیده گرفت و به نفرینش گرفتار شد، به تهمت زنا نزدیک بود اعدام شود؛ کودکی نوزاد به معجزه گواهی بیگناهیاش را داد.
-
داستان ۲۵۸
اسلامآوردن هرمزان
امام علی با پایبندی به امانی که خلیفهٔ دوم به هرمزان، سردار اسیر ایرانی، داده بود، او را از مرگ میرهاند و کرامتی در پرشدن ظرف آبش، هرمزان را به اسلام رهنمون میکند.
-
داستان ۲۶۱
داوری پیامبر صلیاللهعلیهوآله برای وزنهبرداران
پیامبر اکرم در پاسخ به مسابقهٔ وزنهبرداری جوانان مدینه، قویترین انسان را کسی میداند که در خشم و آرزو خودش را کنترل کند، نه کسی که سنگ سنگینتری بلند کند.
-
داستان ۲۶۲
خدمت به خلق حتی در هنگام طواف
امام حسن مجتبی طواف مستحبیاش را برای کمک به مردی بدهکار رها میکند و توضیح میدهد که برآوردن حاجت مؤمنان از سالها عبادت مستحبی ارزشمندتر است.
-
داستان ۲۶۸
لولا علی لهلک عمر
امام علی علیهالسلام سخنان بهظاهر متناقض مرد تازهواردی را با استناد به آیات قرآن توجیه میکند و عمر اعتراف میکند اگر علی نبود در این قضاوت هلاک میشد.
-
داستان ۲۶۹
قضاوتی شنیدنی از امام علی علیهالسلام
وقتی امانتدار امانت مشترک دو شریک را به اشتباه فقط به یکی از آنان بازمیگرداند، امام علی با یادآوری شرط اولیه راهحلی مییابد که عمر از حل آن ناتوان بود.
-
داستان ۲۷۰
اعتراف به حقانیت مذهب اهل بیت علیهمالسلام
علامه عسکری با استدلال قرآنی به عالمی اهل سنت که به لعن معاویه اعتراض داشت پاسخ میدهد و او را به اعتراف به حقانیت مذهب اهل بیت علیهمالسلام وامیدارد.
-
داستان ۲۷۳
صلوات کامل بر پیامبر صلیاللهعلیهوآله و خاندانش
سلطانمحمد خدابنده به سخنرانی سنیمذهب که تنها بر پیامبر صلوات میفرستاد اعتراض میکند و با استناد به قرآن و حدیث، ضرورت صلوات کامل بر پیامبر و آل او را اثبات میکند.
-
داستان ۲۷۵
اقرار خلیفۀ دوم به مقام شامخ اهل بیت علیهمالسلام
وقتی فرزند عمر به برابری حقوقش با امام حسن و امام حسین اعتراض میکند، عمر خود اذعان میکند که نه او و نه پدرش هرگز در مقام با فرزندان رسول خدا برابر نیستند.
-
داستان ۲۷۶
سید خارکن و نذر نادر شاه
سید هاشم بحرانی، عالم زاهدی که با جمعآوری خار امرار معاش میکرد، به نادرشاه میگوید همت او والاتر است که از آخرت گذشته، و در خوابی دیگر از زبان امام علی میآموزد شفاعت شامل بدهکاران نمیشود.
-
داستان ۲۸۳
نماز و صدای موسیقی
حاجشیخ مرتضی زاهد در پاسخ به شکایت از مزاحمت صدای موسیقی همسایه هنگام نماز، میفرماید نمازگزار خاشع جز خدا چیزی نمیشنود و نمیبیند.
-
داستان ۲۸۴
عاقبت به خیری مرد متجاهر به فسق
امام صادق علیهالسلام دربارهٔ مردی متجاهر به فسق که همسایگان از او شاکی بودند، میفرماید خداوند به پاس پوشاندن برهنگی فقیری بینامونشان و دعای آن فقیر، او را بخشیده است.
-
داستان ۲۹۱
کمک به نیازمندان
امام جواد علیهالسلام بهجای رنجش از رفتار کودک فقیری که او را نادیده گرفته بود، با هدیهٔ لباس و کتاب و پول، مسیر زندگی او را بهسوی دانش تغییر میدهد.
-
داستان ۲۹۵
نماز اول وقت، برکت زندگی
تاجری موفق راز شغل بابرکت، ازدواج موفق و توفیق حج خود را تعهدی میداند که به توصیهٔ شیخ رجبعلی خیاط، برای خواندن همیشگی نماز اول وقت سپرده بود.
