نوع منبع: سایر · ۵۰ داستان
۵۰ داستان از کتاب «پیام تاریخ» — نوع منبع: سایر.
-
داستان ۱۸۲
ده درس عالی برای زندگی
مجموعهای از ابیات و حکمتهای کوتاه سعدی و دیگر شاعران دربارهٔ سخنگفتن بهاندازه، رازداری، مهربانی با یتیمان، و اعتدال در رفتار با دوست و دشمن.
-
داستان ۱۸۸
کرامتی از حضرت معصومه علیهاالسلام: دیدار فرزند اسیر با مادر
مادری عراقی که از فرزندش در جنگ جدا افتاده بود، هر شب در حرم حضرت معصومه برای دیدار او دعا میکرد؛ فرزندش بهعنوان اسیر جنگی به همان حرم آورده میشود و مادر و پسر در برابر ضریح یکدیگر را بازمییابند.
-
داستان ۱۸۹
محبت شوقانگیز معلم
دانشآموزی که سالها با تحقیر معلمی بداخلاق «تنبل» خوانده میشد، با یک جملهٔ تشویقی از معلمی جدید متحول میشود و به شاگرد ممتاز و استادی دانشگاهی بدل میگردد.
-
داستان ۱۹۳
کورش کبیر یا ذوالقرنین
نویسنده با استناد به آیات قرآن و روایات، نشان میدهد که «ذوالقرنین» یادشده در قرآن با ویژگیهای کورش کبیر هخامنشی، نه اسکندر مقدونی، تطبیق دارد.
-
داستان ۱۹۴
عیادت امام رضا علیهالسلام از شیخ حبیبالله گلپایگانی
امام رضا در خواب گلی به شیخ حبیبالله گلپایگانی میدهد که پس از بوییدن آن، بیماریاش شفا مییابد و دستش تا مدتی قدرت شفابخشی مییابد.
-
داستان ۱۹۹
دلنبستن به غیرخدا
عالمی که دوستانش قصد داشتند با حلقهزدن دور او کمکش کنند حجرالاسود را لمس کند، وقتی جمعیت آنها را پراکنده میکند، درمییابد که همه چیز تنها به ارادهٔ خداست، نه تدبیر انسانها.
-
داستان ۲۰۱
عاقبت انسان متکبر و خودپسند
بازرگانی که سالها پیش شاهد تکبر ثروتمندی مغرور در مراسم حج بود، او را سالها بعد بهعنوان گدایی مفلوک بازمییابد که تمام ثروت و بستگانش را از دست داده است.
-
داستان ۲۰۵
صلۀ رحم و عمر طولانی
امام صادق به داود رقی که برای پسرعموی بیمهرش کمک مالی فرستاده بود میفرماید این صلهٔ رحم عمرش را طولانی کرد، در حالی که پسرعمو بهخاطر ناسپاسی عمر کوتاهی خواهد داشت.
-
داستان ۲۰۶
ظرفیت متفاوت افراد در گرفتن روزی
سعد بن عبدالله با دو درهم هدیهٔ پیامبر ثروتمند شد، اما از نماز جماعت غافل ماند؛ با پسگرفتن همان دو درهم توسط پیامبر، ثروتش هم رونق خود را از دست داد.
-
داستان ۲۱۵
وجدان بیدار
جوانی که ناخواسته کودکی را هنگام شکار کشته و گریخته بود، از ترس آسیبدیدن بیگناهان بازمیگردد و به قتل اعتراف میکند؛ پدر کودک از سر بزرگواری او را میبخشد.
-
داستان ۲۱۷
راستی بازرگان و تحول معنوی دزد
بازرگانی که در راه حج مورد سرقت قرار میگیرد، با گفتن راست دربارهٔ مبلغ همراهش، چنان دزد را متأثر میکند که او هم توبه کرده و همراهش به حج میرود.
-
داستان ۲۲۹
تأثیر صدقه در افزایش طول عمر
پیامبری به پدری پیشگویی کرده بود فرزندش شب عروسی خواهد مرد؛ صدقهٔ همان جوان به نیازمندی در شب زفاف، سرنوشتش را تغییر داد و هشتاد سال به عمرش افزود.
-
داستان ۲۴۴
محبت و گذشت، نشانۀ بزرگواری
واعظی که سالها علیه آخوند خراسانی سخنرانی کرده بود، در تنگدستی ناچار به مراجعه نزد او میشود؛ آخوند نهتنها کینهای به دل نمیگیرد، بلکه با پول نقد گرهٔ مشکلش را میگشاید.
-
داستان ۲۵۶
بدی را بدی باشد اندر خورت!
زنی که برای انتقام از یک واعظ حلوایی مسموم به او هدیه داده بود، ناخواسته باعث مرگ فرزندان خودش میشود که واعظ آن حلوا را به آنها بخشیده بود.
-
داستان ۲۵۷
بیاحترامی به مادر
عابدی که مادرش را هنگام عبادت نادیده گرفت و به نفرینش گرفتار شد، به تهمت زنا نزدیک بود اعدام شود؛ کودکی نوزاد به معجزه گواهی بیگناهیاش را داد.
-
داستان ۲۷۳
صلوات کامل بر پیامبر صلیاللهعلیهوآله و خاندانش
سلطانمحمد خدابنده به سخنرانی سنیمذهب که تنها بر پیامبر صلوات میفرستاد اعتراض میکند و با استناد به قرآن و حدیث، ضرورت صلوات کامل بر پیامبر و آل او را اثبات میکند.
-
داستان ۲۷۴
نبش قبر جابر بن عبدالله انصاری و حذیفه یمان
به دلیل فرسایش قبرها در کنار دجله، پیکرهای حذیفهٔ یمان و جابر بن عبدالله انصاری با اجازهٔ آیتالله اصفهانی نبش میشود و پس از هزار و سیصد سال، سالم و بدون فرسودگی یافت میشوند.
-
داستان ۲۸۵
چشمچرانی و اسارت دل
امام علی علیهالسلام فراموشی و تیرگی دل مردی را نتیجهٔ ترکنکردن چشمچرانی تشخیص میدهد و پس از توبه، آن مرد صفای ذهن و لذت عبادت را بازمییابد.
-
داستان ۲۸۷
زن عاقل و خوب و پارسا، کند مرد درویش را پادشاه
زن یک اسیر فقیر در جنگ کوروش، آزادی شوهرش را بر تمام طلا و جواهر ترجیح میدهد و کوروش با شگفتی از این وفاداری، هم او را آزاد و هم هدایایی به خانوادهشان میبخشد.
-
داستان ۲۸۸
قاضی پارسا
علامه ابوالقاسم کبیر پیش از داوری میان یکی از آشنایانش و شخصی بیگانه، هدیهٔ میوهای را که از پیش دریافت کرده بود به صاحبش بازمیگرداند تا قضاوتش کاملاً بیطرفانه باشد.
-
داستان ۲۹۱
کمک به نیازمندان
امام جواد علیهالسلام بهجای رنجش از رفتار کودک فقیری که او را نادیده گرفته بود، با هدیهٔ لباس و کتاب و پول، مسیر زندگی او را بهسوی دانش تغییر میدهد.
-
داستان ۲۹۴
پاسداری از زبان پارسی
نویسنده ویژگیهای ممتاز زبان فارسی، از جمله رتبهاش در میان زبانهای کلاسیک و پرکاربرد جهان و عدم تبعیض جنسیتی در آن، را برمیشمارد و به پاسداری از آن فرامیخواند.
-
داستان ۳۰۴
بازرگان و مستمند
مدیر بازرگانی که گدایی نیازمند را با تحقیر از خود رانده بود، ساعتی بعد با خبر غرقشدن کشتی کالایش، خود را نیازمندتر از او مییابد و به درگاه خدا توبه میکند.
-
داستان ۳۰۶
نجات از هلاکت به برکت استغاثه به حضرت زهرا علیهاالسلام
خطیبی که برای نابودی توسط فرقهٔ شیخیه به باغی برده شده بود، با توسل به حضرت زهرا علیهاالسلام نجات مییابد؛ همان لحظه، عالمی دیگر در خواب از حضرت مأمور به نجاتش میشود.
-
داستان ۳۱۱
فقیر و بیمارشدن فروشندۀ ثروتمند
عطار ثروتمند کربلایی که با احتکار و تقلب آبلیمو در ایام بیماری همهگیر ثروت اندوخته بود، در پایان عمر با از دستدادن تمام دارایی و سلامتیاش، حتی متکای زیر سرش را برای دارو میفروشد.
