داستان ۲۸۷ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۵۱۲ چاپی

زن عاقل و خوب و پارسا، کند مرد درویش را پادشاه

زن یک اسیر فقیر در جنگ کوروش، آزادی شوهرش را بر تمام طلا و جواهر ترجیح می‌دهد و کوروش با شگفتی از این وفاداری، هم او را آزاد و هم هدایایی به خانواده‌شان می‌بخشد.

سپاهیان کوروش در جنگی سنگین پیروز شدند و گروهی از دشمنان را به اسارت گرفتند. در میان آن‌ها مردی بود فقیر که همسری جوان و کودکی خردسال داشت. همسرِ مرد اسیر، با چشم گریان، نزد کوروش آمد و گفت: «ای پادشاه بزرگ! شوهرم را آزاد کن. او مردی است فقیر و برای کشور تو خطری ندارد. ما جز نانی اندک چیزی نداریم، اما به هم دلبسته‌ایم. مرا بی‌سرپرست مکن». کوروش با مهربانی پرسید: «اگر تو را میان آزادی شوهرت و طلا و نقره و زیورآلات مخیر کنند کدام را انتخاب می‌کنی؟» زن پاسخ داد: «شوهرم را بر همۀ دنیا ترجیح می‌دهم، زیرا او تکیه‌گاه زندگی و آرامش‌بخش من است». کوروش که از صداقت زن و محبت میان آن دو شگفت‌زده شده بود دستور داد هم مرد را آزاد کنند و هم هدایا، آذوقه و مقداری وجه نقد به آن خانواده هدیه دهند. حکیم دربار، در هنگام خروج، از آن زن پرسید: «از میان این همه شکوه و عظمت پادشاه چه چیزی بیشتر تو را تحت تأثیر قرار داد؟» زن لبخندی زد و گفت: «من در آن میدان نه کوروش را دیدم و نه عظمت و شکوه سپاهیانش را! تنها چیزی که می‌دیدم آزادی شوهرم بود که الحمدلله محقق شد. برای من او بزرگ‌ترین دارایی دنیاست».

خداوند مهربان در قرآن مجید می‌فرماید: «وَ مِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً؛۱ و از نشانه‌های او این است که برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید تا در کنارشان آرامش یابید و در میانتان دوستی و مهربانی قرار داد». پیامبر ‌اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرمایند: «هرچه ایمانتان بیشتر و کامل‌تر باشد محبتتان به خانه و خانواده بیشتر خواهد بود».۲

عاشق آن نیست که عشق تکیه‌کلامش باشدعاشق آن است که وفاداری مرامش باشد

— ناشناس

منابع

  1. روم: 21. بازگشت به متن ↑
  2. مکارم الاخلاق فی حق الزوج بازگشت به متن ↑
  3. ناشناس بازگشت به متن ↑