داستان ۲۱۵ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۳۹۰ چاپی

وجدان بیدار

جوانی که ناخواسته کودکی را هنگام شکار کشته و گریخته بود، از ترس آسیب‌دیدن بی‌گناهان بازمی‌گردد و به قتل اعتراف می‌کند؛ پدر کودک از سر بزرگواری او را می‌بخشد.

جوانی به قصد شکار و تفریح به صحرا رفت. در مسیر از کنار مزرعه‌ای می‌گذشت که پرندگان بسیاری در حال پرواز یا دانه‌خوردن بودند. جوان به قصد شکار پرنده‌ای تیری شلیک کرد. پرندگان پرواز کردند و تیر به طفل کودکی خورد که در آن اطراف بازی می‌کرد. کودک به زمین افتاد و جوان فرار را بر قرار ترجیح داد و از آن منطقه گریخت. بعد از چند لحظه پشیمان شد و گفت: «این چه کار اشتباهی بود که من کردم! برمی‌گردم و اگر نیازی داشته باشند به آن‌ها کمک می‌کنم». وقتی جوان برگشت با منظرۀ عجیبی مواجه شد. صاحب مزرعه و پدر طفل تمام کارگران مزرعه را جمع کرده بود و با شکنجه و شلاق و ضرب و شتم آن‌ها می‌گفت: «قاتل را معرفی کنید، وگرنه همه را خواهم کشت». هیچ فردی هم در آن اطراف نبود که به کمک و یاری آن‌ها بشتابد.

جوان داخل مزرعه شد و به پدر طفل گفت: «اگر من قاتل را معرفی کنم بقیه را آزاد می‌کنی؟» پدر طفل گفت: «من مزاحم بی‌گناهی نخواهم شد. من قاتل کودکم را می‌خواهم». جوان گفت: «قاتل منم! این بی‌گناهان را آزاد کن! من به قصد شکار پرنده‌ای تیری رها کردم. متأسفانه تیر به خطا رفت و به کودک شما اصابت کرد». صاحب مزرعه با تردید گفت: «چرا شما چنین اعتراف سنگینی می‌کنی؟ می‌دانی که مجازات سختی خواهی داشت». جوان گفت: «من هم فرار کردم و هیچ کس نمی‌دانست که من قاتلم، ولی وجدان و انگیزۀ درونی‌ام بسیار ناراحت بود که به سبب اشتباه من بی‌گناهانی گرفتار شوند. برای آزادی بی‌گناهان و ناله‌ها و نفرین‌های گرفتاران و خانواده‌هایشان برگشتم؛ چون یقین داشتم اگر از دست شما فرار کنم از خدای خودم نمی‌توانم فرار کنم. او مرا دیده است و از من انتقام خواهد گرفت و از انتقام او هیچ راه فراری نخواهم داشت. به این امید که مرا ببخشاید، زیرا من قصد بدی نداشتم و بدون قصد و ارادۀ من چنین چیزی اتفاق افتاد. اکنون وجدانم آرام گرفت و امید دارم خدای مهربان هم مرا ببخشاید. اینک من هستم و شما! هر تصمیمی بگیرید به دیدۀ منت می‌پذیرم و یقین دارم هیچ مکافاتی کودکتان را به شما برنمی‌گرداند». پدر طفل اشک‌هایش جاری شد و گفت: «من هم به سبب بزرگواری‌ات از تو گذشتم. از پروردگار مهربان می‌خواهم به من پاداش صابران‌ و به تو ثواب شاکران را عنایت کند».

رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرمایند: «هر کس قادر به انتقام باشد و ببخشاید، پروردگار مهربان هم او را در سخت‌ترین موقعیت‌ها خواهد بخشید».۱‌ خود حضرتش، با کمال بزرگواری و در شدت ناراحتی، وحشی، قاتل حضرت حمزه را بخشید، چراکه رحمة للعالمین است.

اللهم صل علی محمد و‌ آل محمد و عجل فرجهم.

اللهم وفقنا لما تحب و ترضی.

منابع

  1. کنز الاعمال حدیث 7023 بازگشت به متن ↑