داستانهای کرامات و معجزات · ۹۵ داستان
۹۵ داستان از کتاب «پیام تاریخ» — داستانهای کرامات و معجزات.
-
داستان ۶۴
کرامتی از حضرت زینب علیهاالسلام
کارگری که هنگام چراغانی صحن حضرت زینب از بلندی سقوط کرده و در آستانهٔ مرگ بود، در خواب به دستور آن حضرت و دخترکی همراهش شفا مییابد و بیدرنگ به سرکارش بازمیگردد.
-
داستان ۷۰
تو خوبی میکن و در دجله انداز
جوانی که در دجله در حال غرقشدن بود، هفت روز با نانهایی که مرد نیکوکاری ناشناس هرروزه به رودخانه میانداخت زنده میماند؛ داستانی دربارهٔ بازگشت نیکیهای پنهان.
-
داستان ۷۱
کرامتی از حضرت زهرا علیهاالسلام
نویسنده جایگاه بیمانند حضرت فاطمهٔ زهرا در تداوم نسل و دین پیامبر را برمیشمارد، و ماجرای پلیسی را نقل میکند که در دوران ممنوعیت روضه، با شنیدن نام آن حضرت دگرگون شد و از او حاجت گرفت.
-
داستان ۷۲
عمل جراحی بدون بیهوشی
آیتالله خوانساری با وجود سالخوردگی، جراحی معدهاش را بدون بیهوشی و تنها با تمرکز بر قرائت سورهٔ انعام به پایان میرساند و هیچ دردی احساس نمیکند.
-
داستان ۷۹
علامه دهخدا و احترام به مادر
دهخدا که بهخاطر مادر پرخاشگرش از ازدواج گذشته بود، شبی پس از تحمل رفتار تند او، در رؤیا نوری دریافت میکند که به گفتهٔ خودش سرچشمهٔ گردآوری لغتنامهٔ بزرگش شد.
-
داستان ۸۴
پول حلال
مرد پارسایی که بهجای قرض کلان از پولهای نامشروع، تنها پنج درهم حلال را میپذیرد، با خرید دو ماهی برای خانوادهاش، دو مروارید گرانبها در شکم ماهی مییابد.
-
داستان ۸۵
کرامتی از حضرت سیدالشهدا علیهالسلام و حضرت فاطمه علیهاالسلام
تاجری در حرم امام حسین تنها از خود آن حضرت درخواست کمک مالی میکند؛ سرانجام بانویی که خود را مادر امام حسین معرفی میکند، پول درخواستی را به او میرساند.
-
داستان ۹۰
کرامتی از حضرت امالبنین علیهاالسلام
کودکی که به مننژیت حاد مبتلا و پزشکان از او ناامید شده بودند، پس از توسل پدرش به حضرت امالبنین، بهطور کامل و بدون هیچ آسیبی بهبود مییابد.
-
داستان ۹۵
شرفیابی رانندۀ کامیون خدمت امام زمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف
رانندهای که در کولاکی مرگبار موتور کامیونش خاموش شده بود، در واپسین لحظات به امام زمان متوسل و توبه میکند؛ مرد ناشناسی موتور را روشن میکند و ناپدید میشود.
-
داستان ۱۰۳
نامهای به خدا
طلبهای فقیر نامهای با خواستههایش به خدا مینویسد و آن را در سوراخ دیوار مسجد پنهان میکند؛ باد نامه را به کالسکهٔ ناصرالدینشاه میرساند و شاه دستور برآوردهشدن تمام خواستههایش را صادر میکند.
-
داستان ۱۰۵
عاقبت سخت و خطرناک قسم دروغ
دشمنی با ادعای دروغین طلبکاری از امام حسن مجتبی، در دادگاه به لفظ جلاله سوگند دروغ میخورد؛ در همان لحظه بر زمین میافتد و جان میدهد.
-
داستان ۱۰۹
کرامتی از امام جواد علیهالسلام
یحیی بن اکثم، قاضی دربار عباسی، برای آزمودن امام جواد نوجوان نزد او میرود؛ عصای امام به معجزه با زبان فصیح بر امامت او گواهی میدهد و یحیی را مجاب میکند.
-
داستان ۱۱۰
کرامتی از امام رضا علیهالسلام
بازرگانی که بهسبب نقص فنی هواپیما در مشهد فرود اضطراری داشته، هیزمفروشی تنگدست را برای جهیزیهٔ دخترش یاری میکند؛ او این کار را هدیهٔ امام رضا به خود میداند.
-
داستان ۱۱۱
نادرشاه در نجف اشرف
مشروبات الکلی نادرشاه در ورود به نجف به سرکه بدل میشود و سگهای شکاریاش حاضر به ورود به حرم امام علی نمیشوند؛ نادرشاه در بازگشت از سفر هند به نذر خود عمل کرده و ایوان طلای حرم را میسازد.
-
داستان ۱۱۲
آشکارشدن مرقد مخفی حضرت علی علیهالسلام
رفتار عجیب آهوان شکاری که به تپهای نزدیک کوفه پناه میبرند و حیوانات شکاری جرأت نزدیکشدن به آنها را ندارند، هارونالرشید را به کشف مرقد مخفی امام علی رهنمون میشود.
-
داستان ۱۱۳
ایثار یک قرص نان
حاجمیرزا خلیل تهرانی تنها قرص نانش را در ایام قحطی به زن اسیر مسیحی گرسنهای میبخشد؛ او معتقد است تمام مهارت پزشکی بعدیاش که بیهیچ آموزشی به دست آورد، برکت همین ایثار بود.
-
داستان ۱۱۴
شهادت حجرالاسود به امامت حضرت زینالعابدین علیهالسلام
در مواجهه با ادعای عمویش محمد بن حنفیه بر جانشینی امام علی، امام سجاد از حجرالاسود شهادت میخواهد؛ سنگ با زبان فصیح بر امامت ایشان گواهی میدهد و محمد بن حنفیه را قانع میکند.
-
داستان ۱۱۵
تأسیس مجالس عزای امام حسین علیهالسلام در شام
پس از سخنرانیهای افشاگرانهٔ حضرت زینب و امام سجاد در شام، زنی تازهمسلمانشده که برای شرکت در مجلس عزای امام حسین از آمادهکردن مهمانی همسرش غافل مانده بود، با کمکی غیبی سربلند میشود.
-
داستان ۱۱۶
امام صادق علیهالسلام و خرید خانه برای یکی از اصحابشان
امام صادق پولی را که شیعهای برای خرید خانهای موقت در مدینه سپرده بود، صرف خرید ده خانه برای نیازمندان میکند و در عوض، خانهای ابدی در بهشت برایش وعده میدهد.
-
داستان ۱۱۷
مسلمانشدن پروفسور بولون
پزشک بلژیکی که پس از جراحی آیتالله میلانی زمزمهٔ دعای ابوحمزهٔ ثمالی او را میشنود، در مقایسه با تجربهای مشابه از یک اسقف مسیحی، به حقانیت اسلام پی میبرد و مسلمان میشود.
-
داستان ۱۱۹
دانش امام کاظم علیهالسلام
دو شاگرد ابوحنیفه برای آزمودن دانش امام کاظم به زندان میروند و شاهدند که پیشگویی امام دربارهٔ مرگ همانشب زندانبان، بیکموکاست به وقوع میپیوندد.
-
داستان ۱۲۰
عبدالله افطح و ادعای امامت
در برابر ادعای امامت برادرش عبدالله افطح، امام کاظم وارد آتش افروخته میشود و آسیبی نمیبیند؛ عبدالله با دیدن این نشانه به امامت برادرش اعتراف میکند.
-
داستان ۱۲۲
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و غذای مسموم
زنی یهودی برای انتقام از کشتهشدن خانوادهاش، غذایی مسموم به پیامبر اکرم هدیه میدهد؛ با معجزهای الهی زهر بیاثر میشود و زن با دیدن این نشانه ایمان میآورد.
-
داستان ۱۲۶
فریب شیطان و توبۀ جوان
دست جوانی که هنگام طواف بیحیایی کرده به دست بانویی میچسبد و از هم جدا نمیشود؛ با دعای امام حسین و توبهٔ صادقانهٔ جوان، دستهایشان بدون آسیب از هم جدا میشود.
-
داستان ۱۲۷
قسم دروغ به مقام والای حضرت ابوالفضل علیهالسلام
جوانی که به دروغ به نام حضرت ابوالفضل سوگند خورده بود دچار تشنج و فراموشی کامل میشود؛ پدرش او را به ضریح میبندد و پس از یک شب، جوان بهطور کامل و با رفتاری متحولشده بهبود مییابد.
