داستان ۷۲ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۱۳۵ چاپی

عمل جراحی بدون بیهوشی

آیت‌الله خوانساری با وجود سالخوردگی، جراحی معده‌اش را بدون بیهوشی و تنها با تمرکز بر قرائت سورهٔ انعام به پایان می‌رساند و هیچ دردی احساس نمی‌کند.

آیت‌الله حاج‌سید احمد خوانساری از برترین‌ و برجسته‌ترین مراجع تقلید قرن چهاردهم هجری بود. ایشان در زمان حضور در قم از احترام‌ و تجلیل مراجع، مدرسان‌ و فضلای حوزه علمیۀ قم برخوردار بود. در مقام علمی ایشان همین بس که وقتی آیت‌الله حائری حوزۀ علمیۀ قم را تأسیس کردند آیت‌الله خوانساری در اراک بودند. آقای حائری فرمودند: «ما می‌خواهیم بگوییم آیت‌الله خوانساری اعلم علمای شیعه هستند‌ و ایشان متواضعانه به سرپرستی حوزه علمیۀ اراک اکتفا کرده‌اند». آیت‌الله حائری از ایشان دعوت کردند که به حوزۀ علمیۀ قم بیایند و فضلا‌ و طلاب را از سخنان عالمانۀ خود بهره‌مند کنند.

آیت‌الله خوانساری به قم مهاجرت کردند و آیت‌الله حائری امامت مدرسۀ فیضیه را، که متعلق به خود ایشان بود، به آیت‌الله خوانساری تفویض، و اولین نماز را هم به ایشان اقتدا کردند. آیت‌الله خوانساری از نظر اخلاق، تقوا، پرهیزکاری، تواضع‌ و دقت بسیار در فتاوا زبانزد عام‌ و خاص بود. هر کس به مجلس ایشان وارد می‌شد معظم‌له تمام‌قد به احترامش می‌ایستادند. عالی‌ و دانی‌ و کوچک‌ و بزرگ برای ایشان تفاوتی نداشت. با آن مقام‌ و عظمت در برابر تمام افراد، متواضع‌ و مهربان بود. این از ویژگی‌های خاص آن بزرگوار بود.

روزی، شخص جاهل‌ و منتقدی به حضور ایشان آمد‌ و بی‌مقدمه شروع به هتاکی‌ و بی‌احترامی‌ و انتقاداتی کرد که در شأن و مقام ایشان نبود. حاضران خواستند این شخص را از حضور ایشان بیرون ببرند. ایشان با نهایت آرامش و مهربانی فرمودند: «آزادش بگذارید تا هر چه می‌خواهد بگوید. من می‌شنوم». آن شخص هم بدون مراعات مجلس و ایشان، به سخنان ناشایستش ادامه داد. وقت ظهر شد. اذان گفتند. آقا می‌خواستند به مسجد بروند. با نهایت تواضع‌ و مهربانی فرمودند: «وقت نماز است. برویم نماز بخوانیم. وقتی برگشتیم فرمایشاتتان را ادامه دهید. من می‌شنوم». آن شخص، وقتی این بزرگواری را از ایشان دید متنبه شد‌ و معذرت‌خواهان دست ایشان را بوسید و از مجلس خارج شد.

در وصف آیت‌الله خوانساری نوشته‌اند که ایشان تندیس تقوا و فضیلت، و از نظر اخلاقی هم نمونۀ زمان بود. درنتیجۀ این پارسایی فوق‌العاده و اخلاق حسنه کرامات متعددی هم از ایشان ثبت کرده‌اند. ایشان بیماری زخم معده داشت و به عمل جراحی احتیاج پیدا کرد. علاوه بر سال‌خوردگی، از نظر جسمانی هم بسیار ناتوان شده بود و جراحی بدون بیهوشی ممکن نبود. ایشان به پزشکان معالج اجازۀ بیهوشی ندادند و فرمودند: «من مشغول قرائت سورۀ انعام می‌شوم و شما مشغول عمل جراحی شوید. توجهم به قرآن است‌ و هیچ مشکلی پیش نخواهد آمد». پزشکان پذیرفتند. در زمان عمل جراحی ایشان مشغول قرائت قرآن مجید بودند. با تمام‌شدن قرائت سورۀ انعام، عمل جراحی هم با موفقیت به پایان رسید و ایشان هیچ دردی احساس نکردند.

مردان خدا پردۀ پندار دریدندیعنی همه جا غیرخدا یار ندیدند

هر دست که دادند همان دست گرفتندهر نکته که گفتند همان نکته شنیدند

— فروغی بسطامی۱

منابع

  1. دیوان اشعار فروغی بسطامی، غزل 226. بازگشت به متن ↑