داستان ۷۳ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۱۳۷ چاپی
دست انتقام خدا
شیرویه پس از کشتن پدرش خسروپرویز برای رسیدن به تخت، ناخواسته با نوشیدن زهری که پدرش برای دشمنانش تدارک دیده بود، به همان سرنوشت او دچار میشود.
خسرو پرویز، از پادشاهان ساسانی و از فرمانروایان باستانی ایران، در آغاز حکومت، بسیار مهربان و عدالتگستر و مقبول همگان بود. حدود چهل سال که از حکومتش گذشت، مغرور شد و شروع به ظلم و ستم و فشارآوردن بر مردم کرد، به طوری که تمام درباریان و مردم از او ناراضی شدند و از جور و ستمش مینالیدند. پسرش، شیرویه، از این موقعیت استفاده کرد و با همراهی سپاهیان ناراضی از ظلم پدر، علیه او کودتا کرد. سپس با همدستی یکی از سرداران سپاه، که خسرو پرویز را کشته بود، حکم قصاص پدر را از محاکم قضایی گرفت و او را به قتل رساند و خود با خیال راحت بر تخت سلطنت نشست.
شیرویه هر روز به امید دریافت جواهرات و اشیای گرانبهای پدر ساعاتی با فراغ بال، خزینهها و دفینههای سلطنتی را جستوجو میکرد و اشیای موجود در خزینهها را با دقت بررسی میکرد. روزی جعبۀ کوچکی در زاویۀ یکی از صندوقهای سلطنتی به دست آورد که رویَش نوشته شده بود: «داروی تقویت مهم برای آقایان!» شیرویه با خود گفت: «بدون شک پدرم برای معاشقه با شیرین از این دارو استفاده میکرده است». فرصت را غنیمت شمرد و مقداری از آن دارو مصرف کرد. پس از چند روز از دنیا رفت و به پدرش ملحق شد. بعد از مرگ نابهنگام وی معلوم شد آن دارو زهر هلاهلی بوده که خسروپرویز برای اطرافیان خیانتکارش تهیه کرده بوده است تا پنهانی به آنها بخوراند و از خیانتشان در امان بماند، ولی بدین وسیله خداوند از او، که قاتل پدرش بود، انتقام گرفت.
گیرم که خلق را به طریقی فریفتیبا انتقام دست الاهی چه میکنی؟
— احمد کمیجانی
و به تعبیر پروین اعتصمامی:
سختی کشی ز دهر چو سختی دهی به خلقدر کیفر فلک غلط و اشتباه نیست
و به تعبیر سعدی:
از مکافات عمل غافل مشوگندم از گندم بروید جو ز جو
— سعدی۳
قرآن مجید میفرماید: «وَ مَا أَصَابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ؛۴ هر مصیبت و بلایی که به شما میرسد به سبب اعمالی است که خودتان انجام دادهاید».
منابع
- احمد کمیجانی بازگشت به متن ↑
- دیوان اشعار پروین اعتصمامی، شمارۀ 88. بازگشت به متن ↑
- بوستان سعدی، باب پنجم، در رضا، بخش 15. بازگشت به متن ↑
- شوری: 30. بازگشت به متن ↑
