داستان ۲۰ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۵۴ چاپی

لطف و عنایت امام حسن مجتبی علیه‌السلام به غلام سیاه سخاوتمند

امام حسن مجتبی به پاس سخاوت غلامی که نان اندکش را با سگی قسمت می‌کرد، او و باغش را می‌خرد و آزادش می‌کند؛ آن غلام تا شهادت در کربلا همراه اهل‌بیت باقی می‌ماند.

امام حسن مجتبی علیه‌السلام در حومۀ مدینه از کنار باغی می‌گذشتند. دیدند غلام سیاهی در کنار دیوار این باغ نشسته و مقداری نان خالی در سفرۀ غذایش دارد. یک لقمۀ نان خودش می‌خورد و یک لقمه هم به سگی می‌دهد که در آن نزدیکی نشسته بود. حضرت فرمودند: «این نان خالی کفاف خودت را نمی‌دهد. چگونه نصف غذایت را به این حیوان می‌دهی؟» عرض کرد: «از خداوند و از خودم خجالت می‌کشم که من سیر شوم و این حیوان گرسنه بماند». حضرت فرمودند: «تو نگهبان این باغ هستی؟» عرض کرد: «بلی». فرمودند: «صاحب باغ کیست؟» غلام، یکی از بزرگان قریش را نام برد و او را به حضرت معرفی کرد. برخی گفته‌اند در دل نگران شد که نکند حضرت شکایت او را به صاحب باغ ببرد و او را اخراج کنند.

امام مجتبی علیه‌السلام نزد صاحب باغ رفتند و آن باغ و آن غلام را از صاحب باغ خریدند و نزد غلام برگشتند که هنوز نگران در گوشۀ درب باغ نشسته بود. حضرت غلام را طلبیدند و فرمودند: «به سبب سخاوتی که از تو دیدم، هم خودت و هم این باغ را از صاحبش خریدم. اینک تو را در راه خدا آزاد کردم. از این ساعت به بعد تو شخص آزاد و مستقلی هستی و این باغ را هم به تو بخشیدم تا زندگی و امرار معاش خوبی داشته باشی». غلام خود را روی قدم‌های حضرت انداخت و گفت: «تا روزی که زنده‌ام خدمت‌گزار شما خاندان خواهم بود. جانم فدای شما باد!»

در برخی تواریخ گفته‌اند این غلام از درب خانوادۀ اهل بیت علیهم‌السلام دور نشد و تا زمان حیات امام مجتبی علیه‌السلام در خدمت آن حضرت بود و بعد از امام مجتبی علیه‌السلام از دربار ملائک پاسبان امام حسین علیه‌السلام جای دیگری نرفت، و او همان غلامی بود که در رکاب اباعبدالله الحسین علیه‌السلام در کربلا شهید شد و به مقامی رسید که حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام پس از شهادتش به بالینش رفتند و صورت به صورت غلام گذاشتند و بهترین دعاها را برایش فرمودند: «اللهم بیض وجهه و طیب ریحه؛۱ پروردگارا! صورتش را سفید و نورانی فرما و بویش را معطر کن!» در مقاتل نوشته‌اند بنی‌اسد که برای دفن شهدا آمدند، وقتی به کنار بدن مطهرش رسیدند، آنچنان بوی عطری از بدنش استشمام کردند که موجب شگفتی‌شان شد.

به جز حسین مرا ملجأ و پناهی نیستدر این عقیده یقین دارم اشتباهی نیست

ره نجات حسین است و دوستی حسینبه سوی حق به جز این ره، طریق و راهی نیست

— سید ابوالقاسم موسوی (فانی)

السلام علی الحسین و علی علیّ بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.

منابع

  1. مقاتل حضرت امام حسین علیه السلام بازگشت به متن ↑
  2. سید ابوالقاسم موسوی (فانی). بازگشت به متن ↑