داستان ۳۰۳ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۵۳۸ چاپی

همسر پارسا و روزی حلال

همسر پارسای جوانی فقیر او را از خرج‌کردن کیسهٔ طلای یافت‌شده بازمی‌دارد؛ امانت‌داری آن جوان در بازگرداندن کیسه، به ثروتمندشدن خانواده‌اش می‌انجامد.

در مکه جوان فقیری بود که همسری شایسته داشت و پیوسته همسر تهی‌دستش را به درست‌کاری و دریافت پول حلال تشویق می‌کرد و می‌گفت: «من گرسنگی را تحمل می‌کنم و لقمۀ حرام از تو نمی‌خواهم. مبادا روزی از تهی‌دستی به حرام‌خواری بیفتی».

روز جمعه‌ای آن جوان به حرم مشرف شد، در حالی که پول غذای آن روز را نداشت و شرمسار همسر و خانواده‌اش بود و حیران و سرگردان که چگونه با دست خالی به خانه برود. هنگام بازگشت از خانۀ خدا کیسه‌ای پیدا کرد که هزار دینار طلا در آن بود. بسیار خوشحال شد. نزد همسرش رفت و داستان را تعریف کرد. همسرش گفت: «این لقمه حرام است. باید آن را به همان محلی که پیدا کرده‌ای ببری و اعلام کنی. شاید صاحبش پیدا شود». جوان از خانه بیرون آمد. وقتی به آن محل رسید دید مردی صدا می‌زند: «چه کسی کیسه‌ای پول پیدا کرده که هزار دینار طلا در آن بوده است؟ کیسه را برگرداند و جایزۀ خود را دریافت کند». جوان پیش رفت و با شجاعت تمام گفت: «من آن را پیدا کرده‌ام. این کیسۀ توست. طلاهایت را بگیر». آن مرد کیسه را گرفت و شمرد. دید درست است. کیسه را به او بازگرداند و گفت: «تمام این کیسه مال خودت باشد. اکنون با من به منزل بیا، با تو کار دیگری دارم».

آن جوان را به خانۀ خود برد و نُه کیسۀ دیگر، که در هر کدام هزار سکۀ طلا بود، به او تحویل داد و گفت: «همه این پول‌ها از آن توست!» جوان شگفت‌زده شد و گفت: «مرا مسخره می‌کنی؟» مرد گفت: «من اهل استهزاء نیستم! به خدا سوگند تو را مسخره نمی‌کنم! قضیه این است که من از اهل عراق و مقیم شهر خاندان عصمت‌ و طهارتم و به خدا پناه می‌برم از مسخره‌ و استهزاء. موقع تشرف به مکه مردی از اهل عراق این زرها را به من داد و گفت این‌ها را با خود به مکه ببر و یک کیسۀ آن را سر راه بینداز. پس از آن صدا بزن چه کسی آن را یافته است. اگر کسی آمد و گفت که او آن را برداشته، نُه کیسۀ دیگر را هم به او بده، چون چنین کسی امین و درست‌کار است». جوان آن ده ‌هزار سکۀ طلا را برداشت و با نهایت خوشحالی به خانه رفت و از همسرش بی‌نهایت تشکر کرد و آن خانواده به سبب امانت‌داری و درست‌کاری یکی از ثروتمندان روزگار شدند.

خداوند مهربان می‌فرماید: «مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا؛۱ هر کس کار نیک بیاورد، پاداشش ده برابر آن است».

بی‌روزی حلال دعا مستجاب نیستاز لقمۀ حرام شکم را نگاه دار

۲

اللهم وفقنا لما تحب و ترضی.

منابع

  1. انعام: 160. بازگشت به متن ↑
  2. دیوان اشعار صائب، غزل 4709. بازگشت به متن ↑