داستان ۲۰۰ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۳۶۹ چاپی
سید شرفالدین عاملی و پادشاه سعودی
سید شرفالدین عاملی با مثالی سنجیده دربارهٔ بوسیدن جلد قرآن، به پادشاه سعودی نشان میدهد که بوسیدن ضریح پیامبر نیز احترام به شخصیت اوست نه به فلز و سنگ.
سید شرفالدین عاملی، از علما و دانشمندان برجستۀ لبنانی، شخصیتی وارسته و بینالمللی داشت. همچنان نام این بزرگوار، نامی آشنا در جهان علم و دانش و تقواست. از تألیفات ایشان دو کتاب علمی و مستدل در اثبات مذهب تشیع است، به نام المراجعات و النص والاجتهاد که بدون توهین و اتهام به دیگران، مذهب تشیع و حقانیت آن را اثبات کرده، و مقبول خاص و عام است.
ایشان در سفر حج از جمله علمایی بود که به منظور تبریک عید سعید قربان به پادشاه سعودی به کاخ پادشاه دعوت شده بود. این رسمی دیرین است که همهساله برگزار میشود و از علما و شخصیتهای برجستۀ بینالمللی حاضر در مراسم حج، در مراسمی رسمی، و با تشریفاتی خاص برای روز عید قربان به کاخ پادشاه عربستان دعوت میشود. وقتی نوبت به جناب سید شرفالدین رسید دست پادشاه ملک عبدالعزیز را گرفت و عید سعید قربان را تبریک گفت و یک جلد قرآن نفیس، در جلدی پوستین، به او هدیه کرد. پادشاه سعودی قرآن را گرفت و بوسید و روی پیشانی گذاشت. سید شرفالدین ناگهان گفت: «چرا آن را میبوسید؟ اینکه چیزی جز یک قطعه پوست حیوان نیست!» ملک گفت: «مقصود من آن قرآن محترمی است که داخل این جلد پوستین است». سید شرفالدین فرمود: «احسنت! احسنت! حضرت صاحبالجلاله! ما هم وقتی ضریح یا درب حرم مطهر پیامبر صلیاللهعلیهوآله را میبوسیم منظورمان آن شخصیت محترمی است که در داخل این پنجرهها قرار گرفته است. ما پیامبر بزرگوار را تعظیم میکنیم نه قطعات فلزی را. همچنان که شما این جلد چرمین را به سبب قرآنی میبوسید که داخلش است». حاضران همگی تکبیر گفتند و استدلال سید شرفالدین را تأیید کردند.
بعد از این ماجرا پادشاه سعودی دستور داد نیروهای حکومتی برای بوسیدن و احترامکردن و توسل به ضریح پیامبر صلیاللهعلیهوآله مزاحم زائران نشوند. متأسفانه علمای وهابیت از این دستور پیروی نکردند و شد آنچه شد.
پروردگارا! حق را به ما معرفی کن تا از آن پیروی کنیم و باطل را هم به ما نشان بده که از آن بپرهیزیم.
اللهم وفقنا لما تحب و ترضی.
