داستان ۱۸۵ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۳۴۲ چاپی
نصیحت شیطان به نوح نبی علیهالسلام
پس از هلاکت قوم نوح، شیطان از سر قدردانی دو اندرز به او میدهد: پرهیز از حسد که سبب سقوط خودش شد، و پرهیز از حرص که سبب لغزش آدم شد.
وقتی کشتی نوح به زمین نشست، ابلیس نزد نوح نبی علیهالسلام آمد و گفت: «منت بزرگی بر من داری و زحمت سالیان مرا کوتاه کردی. من روزها، ماهها و سالها باید زحمت میکشیدم و میکوشیدم پیروانت را گمراه کنم و پیوسته مواظب باشم مبادا یکی از آنها به وسیلۀ تو هدایت شود. شما همۀ آنها را در حال کفر، نفرین و هلاکشان کردی و این همان مقصد نهاییام بود که شما انجام دادی. هماکنون به پاداش خدمتی که به من کردی دو نصیحت و اندرز تقدیم حضورت میکنم». حضرت نوح علیهالسلام از نفرین خود بر امتش در حال کفر پشیمان شد و به ابلیس فرمود: «دور شو تا مرا گمراه نکردهای!» به حضرت نوح علیهالسلام وحی شد: «سخنش را بشنو! این دفعه با صدق و صفا نزد تو آمده است. مغرور نشو که تو پیامبری و او شیطان». حضرت نوح علیهالسلام فرمود: «بگو! سخنت را میشنوم». ابلیس گفت: «بکوش گرفتار حسد نشوی، زیرا هر چه بر سر من آمد از حسد آمد؛ و بکوش گرفتار حرص نشوی که هرچه بر سر آدم آمد از حرص آمد».
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرمایند: «لایجمع الحسد والایمان فی قلب واحد؛۱ حسد و ایمان در یک قلب جمع نمیشوند».
حسد چه میبری ای سستنظم بر حافظ؟قبول خاطر و لطف سخن خداداد است
— حافظ۲
منابع
- کنز الاعمال بازگشت به متن ↑
- غزلیات حافظ، غزل 37. بازگشت به متن ↑
