داستان ۹۳ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۱۷۸ چاپی
گناه کبیرۀ عارف!
عارفی که پس از شنیدن خبر سلامت خانهٔ خودش در یک آتشسوزی گفته بود «الحمدلله»، سالها بهخاطر این خودخواهی پنهان استغفار میکند.
عارفی پیوسته در حال استغفار بود. دوستی از او پرسید: «شما همیشه در حال استغفارید؟ آیا خدای ناکرده گناه کبیرهای انجام دادهاید که پیوسته استغفار میکنید؟» عارف گفت روزی در شهر بصره آتشسوزی مهیبی در محلۀ ما اتفاق افتاده بود. من دور از منزل بودم. به من اطلاع دادند که در محلۀ شما آتشسوزی وسیعی اتفاق افتاده و خسارات بسیار به بار آورده است. پرسیدم: «آیا منزل من هم سوخته است؟» گفتند: «نه. منزل شما آسیبی ندیده است». گفتم: «الحمدلله!» در همان لحظه متوجه خطا و اشتباهم شدم که این چه غرور و خودخواهی خطرناکی است که در نهاد من وجود دارد و خود را از دیگران برتر میبینم و به زیان و خسران دیگران میگویم الحمدلله و خود را تافتۀ جدابافته از همگان میدانم! این چه جای گفتن الحمدلله بود! اگر تا آخر عمر از این گناهم استغفار کنم معلوم نیست خداوند تبارک و تعالی مرا ببخشاید! خودخواهی و خودپسندی اولین آفت دین است که انسان را از خداوند دور، و به شیطان نزدیک میکند.
بنیآدم اعضای یک پیکرندکه در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگاردگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بیغمینشاید که نامت نهند آدمی
امام هادی علیهالسلام میفرمایند: «هر کس مغرور، و ازخودراضی شد بدگویانش هم بسیار خواهند شد».
منابع
- گلستان، باب اول، حکایت 10. بازگشت به متن ↑
