داستان ۲۹۷ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۵۲۸ چاپی
حقیقت نیکوکاری
گارسونی آمریکایی که خود برای خرید لباسشویی رؤیاییاش پسانداز میکرد، هزینهٔ غذای زوجی نیازمند را از جیب خود میپردازد و این ایثار پنهانیاش زندگیاش را دگرگون میکند.
در رستورانی در یکی از ایالتهای آمریکا خانم گارسون منوی غذا را به زن و شوهری داد. قبل از اینکه آن دو به منوی غذا نگاهی بیندازند از او خواستند ارزانترین غذا را برایشان بیاورد، چون به حد کافی پول نداشتند و به دلیل مشکلاتی که شرکتشان با آن مواجه شده بود چند ماه بود حقوقشان را دریافت نکرده بودند. گارسون، که سارا نام داشت، چندان فکر نکرد و غذایی به آنها پیشنهاد داد و آن دو هم که میدانستند ارزانترین غذاست بلافاصله پذیرفتند. او غذایشان را آورد و آنها با کمال اشتها نوش جان کردند. قبل از رفتن، فاکتور را از گارسون تقاضا کردند. او با کیف مخصوص فاکتورها، که یک ورق در آن گذاشته بود، برگشت. در آن ورق نوشته بود:
من به دلیل وضعیت مالیتان پول غذایتان را شخصاً پرداخت کردم و این صد دلار را هم به شما هدیه میدهم. این کمترین چیزی است که میتوانم برایتان انجام دهم.
با تشکر از لطف شما
سارا
زن و شوهر با خوشبختی وصفناپذیری از رستوران خارج شدند. جالب اینکه سارا، علیرغم وضعیت مادی سختی که داشت، از پرداخت پول فاکتور غذای آن زن و شوهر بهشدت احساس خوشبختی میکرد. او حدود یک سال بود که برای خرید لباسشویی تماماتوماتیک رؤیاییاش پول پسانداز میکرد و هدردادن هر مبلغی زمان رسیدن به این لباسشویی رؤیایی را به تأخیر میانداخت. او لباسهایش را با ماشین لباسشویی قدیمیاش میشست. اما چیزی که او را بسیار ناراحت کرد سرزنش دوستش بود که وقتی از ماجرا باخبر شد این کارش را رد کرد، چون خود و کودکش را از پولی که برای خرید لباسشویی به آن نیاز داشتند محروم کرده بود. قبل از اینکه بر اثر سرزنش دوستش پشیمانی در وجودش رخنه کند مادرش به او زنگ زد و گفت: «چه کاری کردهای سارا؟» او با صدای گرفته و لرزان جواب داد: «من کاری نکردهام. چه اتفاقی افتاده؟» مادرش جواب داد: «فیسبوک در تحسین تو و کاری که کردهای غوغا کرده است. آن آقا و خانم که پول غذایشان را دادی نامۀ تو را در حسابشان در فیسبوک گذاشتند و مخاطبان بسیاری آن را لایک کردند. من به تو افتخار میکنم!»
بلافاصله بعد از تماس مادرش، دوست دوران تحصیلش زنگ زد و گفت نامهاش ویروسوار در تمام شبکههای اجتماعی در حال پخش است. به محض اینکه حساب فیسبوکش را باز کرد با صدها نامه از مجریان تلویزیون و خبرنگاران روبهرو شد که از او تقاضای مصاحبه دربارۀ این اقدام متمایزش میکردند. روز بعد سارا مهمان یکی از مشهورترین و پُربینندهترین برنامههای تلویزیونی آمریکا بود. برنامه به صورت مستقیم پخش میشد. مجری برنامه یک لباسشویی تماماتوماتیک بسیار لوکس و یک تلویزیون مدلبالا و ده هزار دلار به او تقدیم کرد و از یک شرکت الکترونیکی کارت خرید مجانی به مبلغ پنج هزار دلار به او داده شد. بر اثر این رفتار انسانی هدایایی به سویش سرازیر شد که قیمتشان به صد هزار دلار رسید. دو پُرس غذا به قیمت 27 دلار، به اضافۀ صد دلار، زندگیاش را تغییر داد.
کرم این نیست که آنچه نیاز نداری ببخشی؛ کرم این است که آنچه را بسیار به آن نیاز داری ببخشی. سخنی بلیغتر، بزرگتر، و ژرفتر از سخنان خداوند متعال وجود ندارد که میفرماید: «لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّىٰ تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ؛۱ به حقیقت نیکوکاری نمیرسید، مگر آنچه را دوست میدارید انفاق کنید». کسانی که نیازمندیهای خود را ایثار میکنند به مقام والا و ارزشمند بیمانندی خواهند رسید.
منابع
- آل عمران: 92. بازگشت به متن ↑
