داستان ۱۷۳ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۳۲۱ چاپی

شاه‌عباس‌ و شیخ بهایی

شیخ بهایی در پاسخ به اعتراض شاه‌عباس از شوخی‌اش در حمام، توضیح می‌دهد که برخلاف عنوان سلطنت که قابل سلب است، دانش او همیشه همراهش می‌ماند.

شاه‌عباس از شیخ بهایی دعوت کرد در حمام همراه او باشد. شیخ بهایی دعوت را پذیرفت و همراه پادشاه صفوی به حمام رفت. در اندرون حمام، شیخ بهایی عنوان و مقام سلطنت را کنار گذاشت و با شاه‌عباس شوخی کرد. شاه‌عباس ناراحت شد و گفت: «فراموش کرده‌ای که من همان شاه‌عباس کبیرم که افتخار همراهی‌ام را به شما دادم؟» شیخ بهایی گفت: «در اینجا شما یک انسان معمولی هستید و علامت و نشانۀ شاهنشاهی‌تان بیرون از حمام است». شاه گفت: «لباس و عمامۀ شما هم بیرون از حمام است». شیخ گفت: «اما علم و دانش من، که نشانۀ مقام من است، همراهم است و من در اندرون حمام هم شیخ بهایی هستم، با این تفاوت که لباس شاهنشاهی شما قابل سرقت است، اما دانش من قابل سرقت نیست. چه‌بسا روزی شما را از این مقام خلع کنند، اما دانش را هیچ کس نمی‌تواند از من سلب کند. شما باید با لشکر‌ و سپاهی مقتدر عنوان سلطنت را حفظ کنید، اما علم‌ و دانش من حافظ عنوان و مقام من است». شاه شرمنده شد و گفت: «صاحبان علم‌ و دانش همیشه موفق‌ و پیروزند و ما را توانایی مبارزه با آن‌ها نیست!»

شیخ بهایی دانشمندی بی‌نظیر‌ و نابغه‌ای بی‌مانند بود و جامع تمام علوم. در فقه، اصول، ستاره‌شناسی‌ و نجوم، فیزیک، شیمی، ریاضی، معماری و مهندسی، علوم غریبه مانند رمل و اسطرلاب، تخصص و بهرۀ کافی داشت و علاوه بر این تخصص‌ها شاعری توانا و غزل‌سرایی بی‌نظیر بود. غزل معروفش در مدح حضرت صاحب‌الزمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف قطعه‌ای است بی‌نظیر در ادبیات پارسی. یونسکو در سال ۲۰۰۹ شیخ بهایی را به عنوان منجم و ستاره‌شناسی برجسته در فهرست مفاخر ایران ثبت کرد. مهم‌ترین آثار و یادگار‌های او عبارت است از: معماری بخش مهمی از بارگاه ملکوتی امام رضا علیه‌السلام؛ معماری مسجد شاه اصفهان؛ طراحی آب‌رسانی زاینده‌رود به تمام شهرها و روستاهای اصفهان که تمام مناطق اصفهان و حومه از این آب بهره‌مند می‌شدند؛ طراحی مناره‌های جنبان؛ طراحی و مهندسی حمامی که با یک عدد شمع در اتاقکی سربسته، در طبقۀ تحتانی حمام، سیستم گرمایشی‌اش (حمام‌ و خزینه آب) حدود ۳۵۰ سال دوام آورد.۱

مفاخر ایشان بیش از آن است که در این گزارش کوتاه بگنجد.

یک دهان خواهم به پهنای فلکتا بگویم وصف آن رشک ملک

— مولوی۲

شیخ بهایی از نواده‌های حارث حمدانی است که از اصحاب خاص حضرت علی علیه‌السلام بود و راوی حدیث معروف «یا حارث حمدان! من یمت یرنی».۳ شیخ بهایی متولد بعلبک لبنان بود، اما به سبب فشارهایی که از حکومت عثمانی بر آن‌ها تحمیل می‌شد و هم‌زمان فضای باز و مساعدِ ایران، در سیزده‌سالگی به اتفاق پدرش از لبنان به ایران مهاجرت کرد و در 12 شوال ۱۰۳۰ در اصفهان از دنیا رفت و بنا به وصیتش در مشهد و در جوار مولایش مدفون شد. تعداد تألیفات و تصنیفات شیخ بهایی ۱۳۲ جلد کتاب در موضوعات مختلف، و دیوانی از اشعار نغز است که به یادگار مانده است. برای تیمن‌ و تبرک، بند اول غزل معروف ایشان خطاب به امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف تقدیم می‌گردد:

تا کی به تمنای وصا‌ل تو یگانهاشکم شود از هر مژه چون سیل روانه

خواهد به سر آید شب هجران تو یا نهای تیر غمت را دل عشاق نشانه

جمعی به تو مشغول‌ و تو غایب ز میانه

۴

اللهم عجل لولیک الفرج واجعلنا من انصاره و اعوانه. آمین.

منابع

  1. این حمام در تیرماه ۱۳۷۷ با شمارۀ ۲۰۶۳ به عنوان یکی از آثار مهم ملی ایران ثبت شد. بازگشت به متن ↑
  2. مثنوی معنوی مولوی، دفتر پنجم، بخش 74. بازگشت به متن ↑
  3. مجمع البیان، ج3، ص212. بازگشت به متن ↑
  4. دیوان اشعار شیخ بهایی، مخمس. بازگشت به متن ↑