داستان ۱۴۴ از ۳۱۳ · صفحهٔ ۲۶۹ چاپی
ارزش حکومت
ابنسماک با پرسشی ساده دربارهٔ ارزش یک جرعه آب برای هارونالرشید مغرور، به او میآموزد که حکومتش در برابر نیازهای کوچک جسمیاش هیچ ارزشی ندارد.
هارونالرشید از خلفای قدرتمند و ستمکاری بود که به قدرت و حکومتش مغرور بود و خطاب به خورشید میگفت: «هر جای زمین میخواهی نورافشانی کنی مانعی ندارد، ولی بدان همه جا تحت حکومت و فرمانروایی من است. حکومت من تمام زمین را فرا گرفته است!»
روزی ابنسماک، از عرفا و دانشمندان معاصرش، در حضورش نشسته بود. هارون احساس تشنگی کرد و از غلامان خود آب طلبید. در ظرفی زیبا و بلورین و با نهایت احترام تقدیمش کردند. پس از نوشیدن آب، ابنسماک گفت: «اگر در موقعیتی قرار بگیری که تشنه شوی و به قطرۀ آبی دسترسی نداشته باشی و نزدیک به هلاکت باشی چقدر حاضری بدهی که به تو قطرهای آب بدهند؟» هارون گفت: «به خدا قسم، نصف ثروت و حکومتم را خواهم داد». سماک گفت: «اگر آب را نوشیدی و قدرت دفع نداشتی و مسیر دفع آن آب مسدود شد چه چیزی حاضری بدهی که راه دفع آن آب را برایت باز کنند و از فشار و درد شکم نجات یابی؟» هارون گفت: «هرچه بخواهند! اگر نصف حکومتم را هم بخواهند خواهم داد». ابنسماک گفت: «حکومتی که ارزشش نوشیدن یک جرعه آب، و سپس دفع آن آب باشد ارزش این اندازه غرور و نخوت و ستم بر دیگران را نخواهد داشت. دمی به خود آی، و به ضعف و ناتوانی و نیازمندیات بیندیش. قدرتی برتر و بالاتر از قدرت تو هم وجود دارد».
آن قصر که جمشید در او جام گرفتآهو بچه کرد و شیر آرام گرفت
بهرام که گور میگرفتی همه عمردیدی که چگونه گور بهرام گرفت؟
— خیام۱
رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرمایند: «هر کس صبح از خانه بیرون میرود و به امید دنیا و زرنگیهای خود باشد خداوند او را گرفتار همّ و غم دنیا میکند و هیچگاه از این همّ و غم نجات پیدا نخواهد کرد».
اللهم نجنا و خلصنا من هم الدنیا و غمها، واجعل عواقب امورنا خیرا، بحق محمد و آله الطاهرین (صلوات الله علیهم).
منابع
- رباعیات خیام، رباعی 7. بازگشت به متن ↑
