داستانهایی که به «غررالحکم ودررالکلم» استناد کردهاند · ۵ داستان
۵ داستان از کتاب «پیام تاریخ» — داستانهایی که به «غررالحکم ودررالکلم» استناد کردهاند.
-
داستان ۱۴
این جهان کوه است و فعل ما ندا
پزشکی پسانداز سیسالۀ حجش را بهجای زیارت، خرج درمان کودک بیمار خانوادهای تنگدست میکند؛ او بدون هیچ هزینهای و به شکلی کاملاً غیرمنتظره به حج مشرف میشود.
-
داستان ۷۰
تو خوبی میکن و در دجله انداز
جوانی که در دجله در حال غرقشدن بود، هفت روز با نانهایی که مرد نیکوکاری ناشناس هرروزه به رودخانه میانداخت زنده میماند؛ داستانی دربارهٔ بازگشت نیکیهای پنهان.
-
داستان ۱۰۸
نتیجۀ کینهتوزی و انتقامگیری
کشاورزی که برای انتقام از روباهی مزاحم دم او را آتش میزند، شاهد آن است که روباه وحشتزده در میان مزرعه میدود و کل محصول گندمش را در آتش کینهاش از دست میدهد.
-
داستان ۱۱۷
مسلمانشدن پروفسور بولون
پزشک بلژیکی که پس از جراحی آیتالله میلانی زمزمهٔ دعای ابوحمزهٔ ثمالی او را میشنود، در مقایسه با تجربهای مشابه از یک اسقف مسیحی، به حقانیت اسلام پی میبرد و مسلمان میشود.
-
داستان ۲۱۳
سبب ترس انسانها از مرگ
امام جواد در پاسخ به علت ترس مردم از مرگ میفرماید این ترس از جهل به حقیقت مرگ ناشی میشود، همانگونه که کودک از داروی نجاتبخش میترسد.
